prevised

[ایالات متحده]/prɪˈvaɪzd/
[بریتانیا]/prɪˈvaɪzd/

ترجمه

vt. پیش‌بینی کردن یا هشدار دادن به‌طور پیشگیرانه

عبارات و ترکیب‌ها

prevised plan

برنامه پیش‌بینی‌شده

prevised schedule

برنامه زمان‌بندی پیش‌بینی‌شده

prevised guidelines

دستورالعمل‌های پیش‌بینی‌شده

prevised budget

بودجه پیش‌بینی‌شده

prevised timeline

جدول زمانی پیش‌بینی‌شده

prevised strategy

استراتژی پیش‌بینی‌شده

prevised goals

اهداف پیش‌بینی‌شده

prevised measures

اقدامات پیش‌بینی‌شده

prevised actions

کنش‌های پیش‌بینی‌شده

prevised resources

منابع پیش‌بینی‌شده

جملات نمونه

the plan was prevised to ensure better outcomes.

برنامه‌ریزی برای حصول نتایج بهتر انجام شد.

she prevised the changes before the meeting.

او تغییرات را قبل از جلسه پیش‌بینی کرد.

they prevised all possible scenarios for the project.

آنها تمام سناریوهای ممکن را برای پروژه پیش‌بینی کردند.

it is important to have a prevised strategy.

داشتن یک استراتژی از پیش تعیین شده مهم است.

the team prevised the budget for next year.

تیم بودجه سال آینده را پیش‌بینی کرد.

he prevised the timeline to meet the deadline.

او جدول زمانی را برای رسیدن به مهلت مقرر پیش‌بینی کرد.

we need to have a prevised outline for the presentation.

ما به یک طرح کلی از پیش تعیین شده برای ارائه نیاز داریم.

the report was prevised to address key issues.

گزارش برای رسیدگی به مسائل کلیدی پیش‌بینی شد.

she always prevised her lessons in advance.

او همیشه درس‌های خود را از قبل پیش‌بینی می‌کرد.

the proposal was prevised to attract more investors.

پیشنهاد برای جذب سرمایه‌گذاران بیشتر پیش‌بینی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید