prevised plan
برنامه پیشبینیشده
prevised schedule
برنامه زمانبندی پیشبینیشده
prevised guidelines
دستورالعملهای پیشبینیشده
prevised budget
بودجه پیشبینیشده
prevised timeline
جدول زمانی پیشبینیشده
prevised strategy
استراتژی پیشبینیشده
prevised goals
اهداف پیشبینیشده
prevised measures
اقدامات پیشبینیشده
prevised actions
کنشهای پیشبینیشده
prevised resources
منابع پیشبینیشده
the plan was prevised to ensure better outcomes.
برنامهریزی برای حصول نتایج بهتر انجام شد.
she prevised the changes before the meeting.
او تغییرات را قبل از جلسه پیشبینی کرد.
they prevised all possible scenarios for the project.
آنها تمام سناریوهای ممکن را برای پروژه پیشبینی کردند.
it is important to have a prevised strategy.
داشتن یک استراتژی از پیش تعیین شده مهم است.
the team prevised the budget for next year.
تیم بودجه سال آینده را پیشبینی کرد.
he prevised the timeline to meet the deadline.
او جدول زمانی را برای رسیدن به مهلت مقرر پیشبینی کرد.
we need to have a prevised outline for the presentation.
ما به یک طرح کلی از پیش تعیین شده برای ارائه نیاز داریم.
the report was prevised to address key issues.
گزارش برای رسیدگی به مسائل کلیدی پیشبینی شد.
she always prevised her lessons in advance.
او همیشه درسهای خود را از قبل پیشبینی میکرد.
the proposal was prevised to attract more investors.
پیشنهاد برای جذب سرمایهگذاران بیشتر پیشبینی شد.
prevised plan
برنامه پیشبینیشده
prevised schedule
برنامه زمانبندی پیشبینیشده
prevised guidelines
دستورالعملهای پیشبینیشده
prevised budget
بودجه پیشبینیشده
prevised timeline
جدول زمانی پیشبینیشده
prevised strategy
استراتژی پیشبینیشده
prevised goals
اهداف پیشبینیشده
prevised measures
اقدامات پیشبینیشده
prevised actions
کنشهای پیشبینیشده
prevised resources
منابع پیشبینیشده
the plan was prevised to ensure better outcomes.
برنامهریزی برای حصول نتایج بهتر انجام شد.
she prevised the changes before the meeting.
او تغییرات را قبل از جلسه پیشبینی کرد.
they prevised all possible scenarios for the project.
آنها تمام سناریوهای ممکن را برای پروژه پیشبینی کردند.
it is important to have a prevised strategy.
داشتن یک استراتژی از پیش تعیین شده مهم است.
the team prevised the budget for next year.
تیم بودجه سال آینده را پیشبینی کرد.
he prevised the timeline to meet the deadline.
او جدول زمانی را برای رسیدن به مهلت مقرر پیشبینی کرد.
we need to have a prevised outline for the presentation.
ما به یک طرح کلی از پیش تعیین شده برای ارائه نیاز داریم.
the report was prevised to address key issues.
گزارش برای رسیدگی به مسائل کلیدی پیشبینی شد.
she always prevised her lessons in advance.
او همیشه درسهای خود را از قبل پیشبینی میکرد.
the proposal was prevised to attract more investors.
پیشنهاد برای جذب سرمایهگذاران بیشتر پیشبینی شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید