prideful

[ایالات متحده]/ˈpraɪdfəl/
[بریتانیا]/ˈpraɪdˌfəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. داشتن نظر بسیار بالا در مورد خود؛ نشان دادن افتخار یا تکبر

عبارات و ترکیب‌ها

prideful attitude

حس خودبزرگ‌بینی

prideful behavior

رفتار خودشیفته

prideful person

شخص خودشیفته

prideful stance

موضع مغرورانه

prideful display

نمایش مغرورانه

prideful remarks

اظهارات مغرورانه

prideful spirit

روحیه مغرورانه

prideful claim

ادعای مغرورانه

prideful nature

طبع مغرورانه

prideful legacy

میراث مغرورانه

جملات نمونه

she was too prideful to admit her mistakes.

او آنقدر مغرور بود که اشتباهات خود را قبول نکرد.

his prideful attitude alienated his friends.

حرف و عمل مغرورانه او دوستانش را از خود دور کرد.

being prideful can prevent personal growth.

غرور داشتن می تواند از رشد شخصی جلوگیری کند.

the prideful lion ruled the jungle.

شیر مغرور بر جنگل حکومت کرد.

she spoke in a prideful manner about her achievements.

او به روشی مغرورانه در مورد دستاورد های خود صحبت کرد.

his prideful nature made him difficult to work with.

طبع مغرور او باعث شد با او کار کردن دشوار باشد.

prideful people often struggle with teamwork.

افراد مغرور اغلب در کار گروهی مشکل دارند.

she felt prideful after winning the competition.

او بعد از برنده شدن در مسابقه احساس غرور کرد.

his prideful remarks offended many.

اظهارات مغرورانه او باعث ناراحتی بسیاری شد.

to be prideful can lead to isolation.

غرور داشتن می تواند منجر به انزوا شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید