prink

[ایالات متحده]/prɪŋk/
[بریتانیا]/prɪŋk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. با دقت لباس پوشیدن یا زینت کردن خود؛ جذاب به نظر رسیدن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریprinking
زمان گذشتهprinked
قسمت سوم فعلprinked
جمعprinks
شکل سوم شخص مفردprinks

عبارات و ترکیب‌ها

prink up

آرايش کردن

prink around

آرايش کردن اطراف

prink oneself

خود را آرايش دادن

prink for

برای آرايش کردن

prink it

آن را آرايش دادن

prink and preen

آرايش کردن و خودنمایی کردن

prink before

قبل از آرايش کردن

prink nicely

به خوبی آرايش کردن

prink for effect

برای ایجاد جلوه آرايش کردن

جملات نمونه

she loves to prink before going out.

او عاشق این است که قبل از بیرون رفتن خود را آراسته کند.

he spent hours prinking for the party.

او ساعت‌ها برای مهمانی خود را آراسته کرد.

don't forget to prink your outfit for the interview.

قبل از مصاحبه، فراموش نکنید که لباس خود را آراسته کنید.

she always prinks her hair before taking photos.

او همیشه قبل از گرفتن عکس، موهایش را آراسته می‌کند.

he likes to prink up his appearance for special occasions.

او دوست دارد برای مناسبت‌های خاص، ظاهر خود را آراسته کند.

they prinked together before the big event.

آنها قبل از رویداد بزرگ با هم خود را آراسته کردند.

she prinked herself with makeup and jewelry.

او با استفاده از لوازم آرایش و جواهرات خود را آراسته کرد.

he always prinks for his dates.

او همیشه برای قرار ملاقات‌هایش خود را آراسته می‌کند.

it's important to prink properly for a formal dinner.

برای یک شام رسمی، آراستگی مناسب مهم است.

before the wedding, they prinked for hours.

قبل از عروسی، آنها ساعت‌ها خود را آراسته کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید