priors

[ایالات متحده]/ˈpraɪəz/
[بریتانیا]/ˈpraɪərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. معاون رئیس صومعه؛ رئیس یک خانقاه؛ رئیس یک خانه مذهبی کوچک؛ بالاترین مقام در فلورانس قرون وسطی و سایر جمهوری‌های ایتالیایی

عبارات و ترکیب‌ها

prior commitments

تعهدات قبلی

prior knowledge

دانش قبلی

prior approval

تایید قبلی

prior experience

سابقه تجربه

prior arrangements

چیدمان‌های قبلی

prior history

سابقه قبلی

prior notice

اطلاع قبلی

prior consent

رضایت قبلی

prior authorization

مجوز قبلی

prior findings

یافته‌های قبلی

جملات نمونه

she reviewed the priors before making her decision.

او قبل از اتخاذ تصمیم، سوابق را بررسی کرد.

his priors made it difficult for him to find a job.

سابقه او باعث شد پیدا کردن شغل برایش دشوار باشد.

they considered the priors in their analysis.

آنها سوابق را در تحلیل خود در نظر گرفتند.

the court looked at his priors during sentencing.

دادگاه در هنگام صدور حکم، به سوابق او نگاه کرد.

understanding the priors can help in predicting outcomes.

درک سوابق می تواند به پیش بینی نتایج کمک کند.

she had no priors, which worked in her favor.

او سابقه ای نداشت که به نفع او بود.

they used statistical priors to improve their model.

آنها از سوابق آماری برای بهبود مدل خود استفاده کردند.

his priors were a topic of discussion at the meeting.

سابقه او موضوع بحث در جلسه بود.

she learned from her priors and made better choices.

او از سوابق خود درس گرفت و انتخاب های بهتری کرد.

they analyzed the priors to understand the trends.

آنها سوابق را تجزیه و تحلیل کردند تا روندها را درک کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید