prismatically

[ایالات متحده]/prɪzˈmætɪkli/
[بریتانیا]/prɪzˈmætɪkli/

ترجمه

adv. به روشی مرتبط با منشورها; به طریقی که با یک منشور تحلیل می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

prismatically diverse

متنوع به صورت منشورنما

prismatically colorful

رنگی به صورت منشورنما

prismatically arranged

مرتب شده به صورت منشورنما

prismatically illuminated

روشنایی یافته به صورت منشورنما

prismatically inspired

الهام گرفته به صورت منشورنما

prismatically viewed

دیده‌ شده به صورت منشورنما

prismatically reflected

بازتابیده شده به صورت منشورنما

prismatically enhanced

تقویت شده به صورت منشورنما

prismatically filtered

فیلتر شده به صورت منشورنما

prismatically shaped

شکل گرفته به صورت منشورنما

جملات نمونه

the artist viewed the world prismatically, capturing its many colors.

هنرمند دنیا را به صورت منشورآمیز می‌دید، و رنگ‌های متعدد آن را به تصویر می‌کشید.

she explained the concept prismatically, showing different perspectives.

او مفهوم را به صورت منشورآمیز توضیح داد و دیدگاه‌های مختلف را نشان داد.

the light refracted prismatically through the glass, creating a rainbow.

نور از طریق شیشه به صورت منشورآمیز شکسته شد و یک رنگین کمان ایجاد کرد.

he analyzed the problem prismatically, considering all angles.

او مسئله را به صورت منشورآمیز تجزیه و تحلیل کرد و تمام زوایا را در نظر گرفت.

the film portrayed the story prismatically, revealing hidden themes.

فیلم داستان را به صورت منشورآمیز به تصویر کشید و مضامین پنهان را آشکار کرد.

we need to approach the issue prismatically to find a solution.

ما باید این موضوع را به صورت منشورآمیز بررسی کنیم تا راه حلی پیدا کنیم.

her thoughts were organized prismatically, reflecting her diverse interests.

افکار او به صورت منشورآمیز سازماندهی شده بودند و نشان دهنده علایق متنوع او بودند.

he viewed the landscape prismatically, appreciating its depth and texture.

او منظره را به صورت منشورآمیز می‌دید و قدر زیبایی و بافت آن را می‌ستود.

the discussion unfolded prismatically, with everyone contributing unique insights.

بحث به صورت منشورآمیز پیش رفت و همه دیدگاه‌های منحصر به فردی ارائه دادند.

her laughter resonated prismatically, filling the room with joy.

خنده او به صورت منشورآمیز طنین انداز شد و اتاق را با شادی پر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید