pro-cyclical

[ایالات متحده]/[ˌprəʊˈsaɪklɪkəl]/
[بریتانیا]/[ˌproʊˈsaɪklɪkəl]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به حرکت درآمده و کاهش یافته در چرخه اقتصادی؛ حرکت در هم‌زمان با چرخه کسب و کار؛ نشان دادن همبستگی قوی با نوسانات اقتصادی.
n. متغیر یا دارایی که به حرکت در هم‌زمان با چرخه اقتصادی میل دارد.

عبارات و ترکیب‌ها

pro-cyclical stocks

سهام چرخه‌ای

being pro-cyclical

بودن چرخه‌ای

pro-cyclical behavior

رفتار چرخه‌ای

highly pro-cyclical

خیلی چرخه‌ای

pro-cyclical industries

صنایع چرخه‌ای

market pro-cyclical

چرخه‌ای بازار

pro-cyclical trends

روند‌های چرخه‌ای

was pro-cyclical

بود چرخه‌ای

pro-cyclical asset

دارایی چرخه‌ای

firm pro-cyclical

چرخه‌ای شرکت

جملات نمونه

the company's profits are highly pro-cyclical, rising and falling with the economic cycle.

سودهای شرکت به شدت پرو-چرخه‌ای است و با چرخه اقتصادی بالا و پایین می‌رود.

pro-cyclical industries often experience significant volatility during recessions.

صنعت‌های پرو-چرخه‌ای اغلب در دوره‌های رکود با نوسانات قابل توجهی مواجه می‌شوند.

we need to understand the pro-cyclical nature of this market before investing.

قبل از سرمایه‌گذاری باید طبیعت پرو-چرخه‌ای این بازار را درک کنیم.

government spending can sometimes exacerbate pro-cyclical trends in the economy.

مصرف‌های دولت گاهی اوقات روندهای پرو-چرخه‌ای در اقتصاد را تشدید می‌کند.

the stock market often exhibits pro-cyclical behavior, mirroring economic performance.

بازار سهام اغلب رفتار پرو-چرخه‌ای نشان می‌دهد و عملکرد اقتصادی را تقلید می‌کند.

real estate prices are often considered pro-cyclical, especially in certain regions.

قیمت‌های ملک‌های املاک اغلب به عنوان پرو-چرخه‌ای در نظر گرفته می‌شود، به ویژه در مناطق خاصی.

demand for luxury goods tends to be pro-cyclical, declining during downturns.

تقاضا برای کالاهای لوکس تمایل به پرو-چرخه‌ای بودن دارد و در دوره‌های سقوط کاهش می‌یابد.

the pro-cyclical nature of commodity prices can impact manufacturing costs.

طبیعت پرو-چرخه‌ای قیمت‌های کالاهای اساسی می‌تواند هزینه‌های تولید را تحت تأثیر قرار دهد.

analyzing historical data can reveal the pro-cyclical patterns in various sectors.

تحلیل داده‌های تاریخی می‌تواند الگوهای پرو-چرخه‌ای در بخش‌های مختلف را آشکار کند.

counter-cyclical policies aim to mitigate the effects of pro-cyclical behavior.

سیاست‌های خلاف چرخه با هدف کاهش اثرات رفتارهای پرو-چرخه‌ای است.

the pro-cyclical relationship between exports and gdp needs careful consideration.

رابطه پرو-چرخه‌ای بین صادرات و سی‌دی‌پی نیاز به توجه دقیق دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید