procreative

[ایالات متحده]/ˈprəʊkrɪətɪv/
[بریتانیا]/ˈproʊkrɪˌeɪtɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به تولید مثل; قادر به تولید نسل

عبارات و ترکیب‌ها

procreative power

توان تولید مثل

procreative rights

حقوق تولید مثل

procreative health

سلامت تولید مثل

procreative choices

انتخاب‌های تولید مثل

procreative process

فرآیند تولید مثل

procreative technologies

فناوری‌های تولید مثل

procreative potential

ظرفیت تولید مثل

procreative strategies

استراتژی‌های تولید مثل

procreative ethics

اخلاق تولید مثل

procreative options

گزینه‌های تولید مثل

جملات نمونه

procreative abilities are essential for the continuation of species.

توانایی‌های تولید مثل برای تداوم بقای گونه‌ها ضروری هستند.

many animals have unique procreative behaviors.

بسیاری از حیوانات رفتارهای تولید مثلی منحصر به فرد دارند.

procreative health is a significant aspect of overall well-being.

سلامت تولید مثل جنبه مهمی از سلامت کلی است.

understanding procreative processes can help in conservation efforts.

درک فرآیندهای تولید مثل می‌تواند به تلاش‌های حفاظتی کمک کند.

procreative strategies vary widely among different species.

استراتژی‌های تولید مثل به طور گسترده‌ای در بین گونه‌های مختلف متفاوت است.

procreative choices can impact family planning.

تصمیمات مربوط به تولید مثل می‌توانند بر برنامه‌ریزی خانواده تأثیر بگذارند.

some cultures place high value on procreative success.

برخی از فرهنگ‌ها ارزش زیادی برای موفقیت تولید مثل قائل هستند.

research in procreative science is advancing rapidly.

تحقیقات در علم تولید مثل به سرعت در حال پیشرفت است.

procreative rights are an important aspect of human rights.

حقوق تولید مثل جنبه مهمی از حقوق بشر است.

procreative education is crucial for young adults.

آموزش تولید مثل برای جوانان ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید