proctorships

[ایالات متحده]/ˈprɒktəʃɪp/
[بریتانیا]/ˈprɑːktərʃɪp/

ترجمه

n. موقعیت یا نقش ناظر

عبارات و ترکیب‌ها

academic proctorship

نگهدانی تحصیلی

proctorship role

نقش نظارت تحصیلی

proctorship duties

وظایف نظارت تحصیلی

proctorship appointment

انتصاب نظارت تحصیلی

proctorship service

خدمات نظارت تحصیلی

proctorship guidelines

دستورالعمل‌های نظارت تحصیلی

proctorship experience

تجربه نظارت تحصیلی

proctorship application

درخواست نظارت تحصیلی

proctorship training

آموزش نظارت تحصیلی

proctorship policy

سیاست نظارت تحصیلی

جملات نمونه

the proctorship requires strict adherence to academic integrity.

نظارت تحصیلی نیازمند رعایت دقیق یکپارچگی علمی است.

she was appointed to a proctorship at the university.

او برای تصدی سمت نظارت در دانشگاه منصوب شد.

his proctorship involved overseeing the exam process.

وظیفه نظارت او شامل نظارت بر فرآیند امتحان بود.

during her proctorship, she developed strong leadership skills.

در طول دوره نظارت او، او مهارت های رهبری قوی کسب کرد.

the proctorship was a valuable experience for his career.

نظارت یک تجربه ارزشمند برای شغل او بود.

she faced challenges during her proctorship but learned a lot.

او در طول دوره نظارت با چالش ها روبرو شد اما چیزهای زیادی یاد گرفت.

effective communication is essential in a proctorship role.

ارتباط موثر در نقش نظارت ضروری است.

he enjoyed his proctorship and connected with many students.

او از دوره نظارت خود لذت برد و با بسیاری از دانش آموزان ارتباط برقرار کرد.

her proctorship helped her understand the examination system better.

نظارت او به او کمک کرد تا بهتر سیستم امتحان را درک کند.

proctorship duties include ensuring fairness during exams.

وظایف نظارت شامل اطمینان از عدالت در طول امتحانات است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید