profiling

[ایالات متحده]/ˈprəʊfaɪlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈproʊfaɪlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند ایجاد یک پروفایل یا نمایشی از چیزی؛ عمل تحلیل و دسته‌بندی افراد بر اساس ویژگی‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

data profiling

نمونه‌سازی داده

user profiling

نمونه‌سازی کاربر

behavior profiling

نمونه‌سازی رفتار

risk profiling

نمونه‌سازی ریسک

profile profiling

نمونه‌سازی پروفایل

customer profiling

نمونه‌سازی مشتری

system profiling

نمونه‌سازی سیستم

identity profiling

نمونه‌سازی هویت

profile-based profiling

نمونه‌سازی مبتنی بر پروفایل

targeted profiling

نمونه‌سازی هدفمند

جملات نمونه

profiling is essential for understanding customer behavior.

تعیین مشخصات برای درک رفتار مشتری ضروری است.

the police are using profiling to identify potential suspects.

پلیس از پروفایل‌سازی برای شناسایی مظنونان احتمالی استفاده می‌کند.

profiling can help improve marketing strategies.

پروفایل‌سازی می‌تواند به بهبود استراتژی‌های بازاریابی کمک کند.

data profiling is a key step in data quality management.

پروفایل‌سازی داده‌ها یک گام کلیدی در مدیریت کیفیت داده‌ها است.

profiling individuals based on their behavior is controversial.

پروفایل‌سازی افراد بر اساس رفتار آنها بحث‌برانگیز است.

effective profiling can lead to more targeted services.

پروفایل‌سازی مؤثر می‌تواند منجر به خدمات هدفمندتر شود.

profiling helps in predicting future trends.

پروفایل‌سازی به پیش‌بینی روند آینده کمک می‌کند.

profiling algorithms are used in machine learning.

الگوریتم‌های پروفایل‌سازی در یادگیری ماشین استفاده می‌شوند.

we need to focus on profiling our audience accurately.

ما باید بر روی پروفایل‌سازی دقیق مخاطبان خود تمرکز کنیم.

profiling techniques can enhance security measures.

تکنیک‌های پروفایل‌سازی می‌توانند اقدامات امنیتی را افزایش دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید