prognose

[ایالات متحده]/prɔɡ'nəus/

ترجمه

vi. پیش بینی کردن
vt. پیش بینی کردن.
Word Forms
جمعprognoses

عبارات و ترکیب‌ها

make a prognose

پیش‌بینی کردن

جملات نمونه

gloomy prognoses about overpopulation.

پیش‌بینی‌های ناخوشایند در مورد افزایش جمعیت.

The important problem in the treatment of cystosarcoma phyllodes is to prognose the potential malignancy.

مشکل مهم در درمان سیتوسارکومای فیلوئید، پیش‌بینی پتانسیل بدخیمی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید