promisers

[ایالات متحده]/[ˈprɒmɪzəz]/
[بریتانیا]/[ˈprɑːmɪzərz]/

ترجمه

n. افرادی که وعده می‌دهند؛ گروهی از افرادی که وعده داده‌اند.

جملات نمونه

the company's promisers failed to deliver on their commitments.

قول‌دهندگان شرکت نتوانستند به تعهدات خود عمل کنند.

we need to hold the promisers accountable for their actions.

ما باید قول‌دهندگان را در برابر اقداماتشان پاسخگو بدانیم.

many promisers made unrealistic promises during the campaign.

قول‌دهندگان زیادی در طول کمپین وعده‌های غیرواقعی دادند.

the project's success hinges on the promisers keeping their word.

موفقیت پروژه به پایبندی قول‌دهندگان به قولشان بستگی دارد.

we're wary of new promisers after past disappointments.

پس از ناامیدی‌های گذشته، ما در برابر قول‌دهندگان جدید محتاط هستیم.

the board questioned the promisers about their financial projections.

هیئت مدیره از قول‌دهندگان در مورد پیش‌بینی‌های مالی آنها سؤال کرد.

are the promisers reliable, or just empty words?

آیا قول‌دهندگان قابل اعتماد هستند، یا فقط حرف‌های پوچ؟

the promisers presented a detailed plan to secure funding.

قول‌دهندگان یک طرح دقیق برای تأمین بودجه ارائه کردند.

we're evaluating the promisers' track record carefully.

ما سابقه قول‌دهندگان را با دقت ارزیابی می‌کنیم.

the promisers emphasized their commitment to sustainability.

قول‌دهندگان بر تعهد خود به پایداری تأکید کردند.

the investors challenged the promisers on market share projections.

سرمایه‌گذاران قول‌دهندگان را در مورد پیش‌بینی سهم بازار به چالش کشیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید