promisors

[ایالات متحده]/ˈprɒmɪsər/
[بریتانیا]/ˈprɑːmɪsər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. طرفی در یک قرارداد که وعده‌ای می‌دهد؛ کسی که موافقت می‌کند وظیفه یا تعهدی را انجام دهد؛ شخصی که وعده می‌دهد

عبارات و ترکیب‌ها

promisor obligations

الزامات متعهد

promisor rights

حقوق متعهد

promisor duties

وظایف متعهد

promisor agreement

توافق متعهد

promisor liability

مسئولیت متعهد

promisor party

طرف متعهد

promisor performance

عملکرد متعهد

promisor notice

اطلاع متعهد

promisor default

نقض متعهد

promisor consent

رضایت متعهد

جملات نمونه

the promisor must fulfill their obligations under the contract.

متعهد باید تعهدات خود را طبق قرارداد انجام دهد.

in this agreement, the promisor guarantees payment.

در این توافقنامه، متعهد تضمین پرداخت می‌کند.

the promisor is liable for any damages caused.

متعهد مسئول هرگونه خسارت وارده است.

as a promisor, you need to understand the risks involved.

به عنوان متعهد، شما باید خطرات احتمالی را درک کنید.

the promisor's signature is required for the contract to be valid.

برای معتبر بودن قرارداد، امضای متعهد ضروری است.

every promisor should be aware of their legal responsibilities.

هر متعهدی باید از مسئولیت‌های قانونی خود آگاه باشد.

the promisor can be held accountable for breach of contract.

متعهد می‌تواند در صورت نقض قرارداد مسئول شناخته شود.

in case of default, the promisor may face legal action.

در صورت عدم پرداخت، متعهد ممکن است با اقدامات قانونی مواجه شود.

the promisor must provide adequate security for the loan.

متعهد باید وثیقه کافی برای وام ارائه دهد.

it’s essential for the promisor to communicate effectively.

برای متعهد ارتباط موثر ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید