prong

[ایالات متحده]/prɒŋ/
[بریتانیا]/prɔːŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. نفوذ کردن; نفوذ کردن; کندن
n. بیل; شیء چنگال‌دار

عبارات و ترکیب‌ها

three-pronged fork

چنگال سه شاخه

pronged collar

گردنبند شاخدار

sturdy metal prongs

شاخه های فلزی محکم

sharp prongs

شاخه های تیز

جملات نمونه

the two prongs of a river.

دو شاخه رودخانه

a two-pronged campaign to woo potential customers.

یک کمپین دو بخشی برای جذب مشتریان بالقوه.

the three main prongs of the new government's program.

سه شاخه اصلی برنامه دولت جدید

Fingers like prongs of steel dug into his throat.

انگشتانی مانند دندان‌های فولادی در گلویش فرو رفت.

he passed his fork to the right hand to prong the meat.

او چنگال خود را به دست راست منتقل کرد تا گوشت را سوراخ کند.

fishgig A spear with barbed prongs used for harpooning fish.

ماهیگیری یک نیزه با دندانه‌های برگشته که برای صید ماهی استفاده می‌شود.

Prongs of intracloud lightning reach across the sky above a butte in Wyoming's Red Desert.

دندانه‌های صاعقه درون ابر در سراسر آسمان بالای یک تپه در صحرای سرخ وایومینگ امتداد دارد.

Photo Gallery: Lightning Prongs of intracloud lightning reach across the sky above a butte in Wyoming's Red Desert.

گالری عکس: دندانه‌های صاعقه صاعقه درون ابر در سراسر آسمان بالای یک تپه در صحرای سرخ وایومینگ امتداد دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید