three-pronged fork
چنگال سه شاخه
pronged collar
گردنبند شاخدار
sturdy metal prongs
شاخه های فلزی محکم
sharp prongs
شاخه های تیز
the two prongs of a river.
دو شاخه رودخانه
a two-pronged campaign to woo potential customers.
یک کمپین دو بخشی برای جذب مشتریان بالقوه.
the three main prongs of the new government's program.
سه شاخه اصلی برنامه دولت جدید
Fingers like prongs of steel dug into his throat.
انگشتانی مانند دندانهای فولادی در گلویش فرو رفت.
he passed his fork to the right hand to prong the meat.
او چنگال خود را به دست راست منتقل کرد تا گوشت را سوراخ کند.
fishgig A spear with barbed prongs used for harpooning fish.
ماهیگیری یک نیزه با دندانههای برگشته که برای صید ماهی استفاده میشود.
Prongs of intracloud lightning reach across the sky above a butte in Wyoming's Red Desert.
دندانههای صاعقه درون ابر در سراسر آسمان بالای یک تپه در صحرای سرخ وایومینگ امتداد دارد.
Photo Gallery: Lightning Prongs of intracloud lightning reach across the sky above a butte in Wyoming's Red Desert.
گالری عکس: دندانههای صاعقه صاعقه درون ابر در سراسر آسمان بالای یک تپه در صحرای سرخ وایومینگ امتداد دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید