propagable

[ایالات متحده]/ˈprɒpəɡəbl/
[بریتانیا]/ˈprɑːpəɡəbl/

ترجمه

adj. قابل گسترش یا ترویج; قابل تولید مثل یا تکثیر

عبارات و ترکیب‌ها

propagable signal

سیگنال قابل انتشار

propagable wave

امواج قابل انتشار

propagable message

پیام قابل انتشار

propagable effect

اثر قابل انتشار

propagable disease

بیماری قابل انتشار

propagable pattern

الگوی قابل انتشار

propagable data

داده قابل انتشار

propagable concept

مفهوم قابل انتشار

propagable network

شبکه قابل انتشار

propagable technology

فناوری قابل انتشار

جملات نمونه

the virus is highly propagable among humans.

ویروس به شدت در بین انسان‌ها قابل انتشار است.

some diseases are easily propagable in crowded areas.

برخی از بیماری‌ها به راحتی در مناطق شلوغ قابل انتشار هستند.

understanding how ideas are propagable can enhance communication.

درک این‌که چگونه ایده‌ها قابل انتشار هستند، می‌تواند ارتباطات را بهبود بخشد.

infectious agents can be propagable through various means.

عوامل مسری می‌توانند از طریق روش‌های مختلف قابل انتشار باشند.

knowledge is often propagable through social media.

دانش اغلب از طریق رسانه‌های اجتماعی قابل انتشار است.

some plants have propagable seeds that spread easily.

برخی از گیاهان دارای دانه‌های قابل انتشار هستند که به راحتی پخش می‌شوند.

it is important to control propagable pests in agriculture.

کنترل آفات قابل انتشار در کشاورزی مهم است.

infectious diseases can become propagable if not contained.

بیماری‌های عفونی می‌توانند در صورت عدم مهار، قابل انتشار شوند.

social movements can be propagable through grassroots efforts.

جنبش‌های اجتماعی می‌توانند از طریق تلاش‌های مردمی قابل انتشار باشند.

ideas that are propagable often lead to innovation.

ایده‌هایی که قابل انتشار هستند، اغلب منجر به نوآوری می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید