| جمع | propellors |
the ship's propellor churned the water violently as the vessel accelerated.
پروپلر کشتی آب را به شدت میچرخاند وقتی کشتی سرعت گرفت.
mechanics spent hours replacing the damaged blade on the aircraft propellor.
مکانیکها ساعاتی را صرف جایگزینی لبهی آسیب دیدهی پروپلر هواپیما کردند.
a thick layer of barnacles covered the boat propellor, reducing its efficiency significantly.
یک لایهی ضخیم از میگویهای دریایی پروپلر قایق را پوشانده و به طور قابل توجهی کارایی آن را کاهش داد.
the captain ordered the engine room to reverse the propellor to avoid collision.
کپیتان دستور داد که اتاق موتور پروپلر را معکوس کند تا برخورد جلوگیری شود.
modern submarines use a skewed propellor design to minimize cavitation noise.
زیردریاییهای مدرن از یک طراحی پروپلر مورب برای کاهش صدای کاویتاسیون استفاده میکنند.
the little boat features an outboard motor with a lightweight aluminum propellor.
این قایق کوچک یک موتور خارجی با یک پروپلر آلومینیوم سبک دارد.
debris in the water can easily bend or break a high-speed propellor.
نапрیشهای در آب میتوانند به راحتی یک پروپلر با سرعت بالا را خم یا شکستن.
before takeoff, the pilot carefully checked the propellor for any signs of cracks.
قبل از فرود، پیлот با دقت پروپلر را برای نشانههای شکستگی بررسی کرد.
the tugboat's massive propellor provided the necessary thrust to move the ocean liner.
پروپلر عظیم کشتی کششی، فشار لازم برای حرکت کشتی اقیانوسی را فراهم کرد.
he felt a strong vibration in the cockpit, indicating a possible propellor imbalance.
او ارتعاش قویای در کابین میخورده که نشان دهندهی عدم تعادل احتمالی پروپلر بود.
efficiency is crucial when designing a propellor for long-distance cargo ships.
کارایی در طراحی یک پروپلر برای کشتیهای حمل و نقل فاصلهدار بسیار مهم است.
ships often travel slowly in cold waters to prevent ice from damaging the propellor.
کشتیها اغلب در آبهای سرد با سرعت کم حرکت میکنند تا از آسیبرساندن یخ به پروپلر جلوگیری شود.
the ship's propellor churned the water violently as the vessel accelerated.
پروپلر کشتی آب را به شدت میچرخاند وقتی کشتی سرعت گرفت.
mechanics spent hours replacing the damaged blade on the aircraft propellor.
مکانیکها ساعاتی را صرف جایگزینی لبهی آسیب دیدهی پروپلر هواپیما کردند.
a thick layer of barnacles covered the boat propellor, reducing its efficiency significantly.
یک لایهی ضخیم از میگویهای دریایی پروپلر قایق را پوشانده و به طور قابل توجهی کارایی آن را کاهش داد.
the captain ordered the engine room to reverse the propellor to avoid collision.
کپیتان دستور داد که اتاق موتور پروپلر را معکوس کند تا برخورد جلوگیری شود.
modern submarines use a skewed propellor design to minimize cavitation noise.
زیردریاییهای مدرن از یک طراحی پروپلر مورب برای کاهش صدای کاویتاسیون استفاده میکنند.
the little boat features an outboard motor with a lightweight aluminum propellor.
این قایق کوچک یک موتور خارجی با یک پروپلر آلومینیوم سبک دارد.
debris in the water can easily bend or break a high-speed propellor.
نапрیشهای در آب میتوانند به راحتی یک پروپلر با سرعت بالا را خم یا شکستن.
before takeoff, the pilot carefully checked the propellor for any signs of cracks.
قبل از فرود، پیлот با دقت پروپلر را برای نشانههای شکستگی بررسی کرد.
the tugboat's massive propellor provided the necessary thrust to move the ocean liner.
پروپلر عظیم کشتی کششی، فشار لازم برای حرکت کشتی اقیانوسی را فراهم کرد.
he felt a strong vibration in the cockpit, indicating a possible propellor imbalance.
او ارتعاش قویای در کابین میخورده که نشان دهندهی عدم تعادل احتمالی پروپلر بود.
efficiency is crucial when designing a propellor for long-distance cargo ships.
کارایی در طراحی یک پروپلر برای کشتیهای حمل و نقل فاصلهدار بسیار مهم است.
ships often travel slowly in cold waters to prevent ice from damaging the propellor.
کشتیها اغلب در آبهای سرد با سرعت کم حرکت میکنند تا از آسیبرساندن یخ به پروپلر جلوگیری شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید