| جمع | propmen |
the propman
پرسن مالکیت
a propman
یک پرسن مالکیت
head propman
سر پرسن مالکیت
assistant propman
پرسن مالکیت کمکی
skilled propman
پرسن مالکیت ماهر
experienced propman
پرسن مالکیت تجربهدار
busy propman
پرسن مالکیت مشغول
propman working
پرسن مالکیت کار میکند
hire a propman
یک پرسن مالکیت استخدام کن
props and propman
پرسن مالکیت و ملک
the propman carefully arranged all the props on the set.
پرپرمان با دقت تمامی اشیاء روی مجموعه را تنظیم کرد.
our head propman has worked in hollywood for twenty years.
پرپرمان ما در هولیوود به مدت دو دهه کار کرده است.
the propman found the vintage chair for the period drama.
پرپرمان یک صندلی باستانی را برای دрамای دوره یافته پیدا کرد.
every morning, the propman checks the inventory before filming.
هر صبح پرپرمان قبل از فیلمبرداری موجودی را بررسی می کند.
the propman prepared the handwritten letters for the scene.
پرپرمان نامه های دست نویس برای صحنه را آماده کرد.
an experienced propman knows where to find rare items.
یک پرپرمان با تجربه می داند کجا می تواند اشیاء نادر را پیدا کند.
the propman collected antique weapons for the action sequence.
پرپرمان سلاح های باستانی را برای دنباله اکشن جمع آوری کرد.
the director praised the propman for the authentic details.
کارگردان به دلیل جزئیات واقعی، پرپرمان را ستایش کرد.
the propman delivered the food props to the kitchen set.
پرپرمان اشیاء غذایی را به مجموعه آشپزخانه تحویل داد.
working as a propman requires excellent organizational skills.
کار کردن به عنوان یک پرپرمان نیاز به مهارت های سازماندهی بسیار خوبی دارد.
the propman organized the props by scene number.
پرپرمان اشیاء را بر اساس شماره صحنه سازمان داد.
the propman sourced unique furniture from local markets.
پرپرمان مبلمان منحصر به فرد را از بازارهای محلی تهیه کرد.
the propman
پرسن مالکیت
a propman
یک پرسن مالکیت
head propman
سر پرسن مالکیت
assistant propman
پرسن مالکیت کمکی
skilled propman
پرسن مالکیت ماهر
experienced propman
پرسن مالکیت تجربهدار
busy propman
پرسن مالکیت مشغول
propman working
پرسن مالکیت کار میکند
hire a propman
یک پرسن مالکیت استخدام کن
props and propman
پرسن مالکیت و ملک
the propman carefully arranged all the props on the set.
پرپرمان با دقت تمامی اشیاء روی مجموعه را تنظیم کرد.
our head propman has worked in hollywood for twenty years.
پرپرمان ما در هولیوود به مدت دو دهه کار کرده است.
the propman found the vintage chair for the period drama.
پرپرمان یک صندلی باستانی را برای دрамای دوره یافته پیدا کرد.
every morning, the propman checks the inventory before filming.
هر صبح پرپرمان قبل از فیلمبرداری موجودی را بررسی می کند.
the propman prepared the handwritten letters for the scene.
پرپرمان نامه های دست نویس برای صحنه را آماده کرد.
an experienced propman knows where to find rare items.
یک پرپرمان با تجربه می داند کجا می تواند اشیاء نادر را پیدا کند.
the propman collected antique weapons for the action sequence.
پرپرمان سلاح های باستانی را برای دنباله اکشن جمع آوری کرد.
the director praised the propman for the authentic details.
کارگردان به دلیل جزئیات واقعی، پرپرمان را ستایش کرد.
the propman delivered the food props to the kitchen set.
پرپرمان اشیاء غذایی را به مجموعه آشپزخانه تحویل داد.
working as a propman requires excellent organizational skills.
کار کردن به عنوان یک پرپرمان نیاز به مهارت های سازماندهی بسیار خوبی دارد.
the propman organized the props by scene number.
پرپرمان اشیاء را بر اساس شماره صحنه سازمان داد.
the propman sourced unique furniture from local markets.
پرپرمان مبلمان منحصر به فرد را از بازارهای محلی تهیه کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید