proposes

[ایالات متحده]/prəˈpəʊzɪz/
[بریتانیا]/prəˈpoʊzɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. پیشنهاد دادن یا ایده‌ای را مطرح کردن؛ قصد یا برنامه‌ریزی برای انجام کاری؛ ارائه یک توضیح؛ ارائه یک طرح یا پیشنهاد برای بررسی

عبارات و ترکیب‌ها

she proposes

او پیشنهاد می‌کند

he proposes

او پیشنهاد می‌کند

it proposes

آن پیشنهاد می‌کند

they propose

آنها پیشنهاد می‌کنند

john proposes

جان پیشنهاد می‌کند

she proposes changes

او تغییرات پیشنهاد می‌کند

he proposes solutions

او راه حل‌ها پیشنهاد می‌کند

company proposes

شرکت پیشنهاد می‌کند

team proposes

تیم پیشنهاد می‌کند

board proposes

هیئت مدیره پیشنهاد می‌کند

جملات نمونه

the committee proposes a new plan for the project.

کمیته یک طرح جدید برای پروژه پیشنهاد می‌کند.

she proposes to start the meeting earlier.

او پیشنهاد می‌کند که جلسه زودتر شروع شود.

he proposes that we work together on this task.

او پیشنهاد می‌کند که ما روی این کار با هم کار کنیم.

the teacher proposes a different approach to learning.

معلم یک رویکرد متفاوت برای یادگیری پیشنهاد می‌کند.

the report proposes several solutions to the problem.

گزارش چندین راه حل برای مشکل پیشنهاد می‌کند.

she proposes a toast to celebrate their success.

او پیشنهاد می‌کند که به افتخار موفقیت آنها یک آرزو کند.

the scientist proposes a new theory about climate change.

دانشمند یک نظریه جدید در مورد تغییرات آب و هوا پیشنهاد می‌کند.

he proposes to invest in renewable energy sources.

او پیشنهاد می‌کند در منابع انرژی تجدیدپذیر سرمایه‌گذاری کند.

the architect proposes innovative designs for the building.

معمار طرح‌های نوآورانه برای ساختمان پیشنهاد می‌کند.

the manager proposes a team-building activity for the staff.

مدیر یک فعالیت تیم‌سازی برای کارکنان پیشنهاد می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید