she proposes
او پیشنهاد میکند
he proposes
او پیشنهاد میکند
it proposes
آن پیشنهاد میکند
they propose
آنها پیشنهاد میکنند
john proposes
جان پیشنهاد میکند
she proposes changes
او تغییرات پیشنهاد میکند
he proposes solutions
او راه حلها پیشنهاد میکند
company proposes
شرکت پیشنهاد میکند
team proposes
تیم پیشنهاد میکند
board proposes
هیئت مدیره پیشنهاد میکند
the committee proposes a new plan for the project.
کمیته یک طرح جدید برای پروژه پیشنهاد میکند.
she proposes to start the meeting earlier.
او پیشنهاد میکند که جلسه زودتر شروع شود.
he proposes that we work together on this task.
او پیشنهاد میکند که ما روی این کار با هم کار کنیم.
the teacher proposes a different approach to learning.
معلم یک رویکرد متفاوت برای یادگیری پیشنهاد میکند.
the report proposes several solutions to the problem.
گزارش چندین راه حل برای مشکل پیشنهاد میکند.
she proposes a toast to celebrate their success.
او پیشنهاد میکند که به افتخار موفقیت آنها یک آرزو کند.
the scientist proposes a new theory about climate change.
دانشمند یک نظریه جدید در مورد تغییرات آب و هوا پیشنهاد میکند.
he proposes to invest in renewable energy sources.
او پیشنهاد میکند در منابع انرژی تجدیدپذیر سرمایهگذاری کند.
the architect proposes innovative designs for the building.
معمار طرحهای نوآورانه برای ساختمان پیشنهاد میکند.
the manager proposes a team-building activity for the staff.
مدیر یک فعالیت تیمسازی برای کارکنان پیشنهاد میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید