proteaceous

[ایالات متحده]/prəˈtiːʃəs/
[بریتانیا]/proʊˈtiːʃəs/

ترجمه

adj. مربوط به یا شبیه گیاه پروتئا

عبارات و ترکیب‌ها

proteaceous plant

گیاه پروتئاسه

proteaceous species

گونه‌های پروتئاسه

proteaceous family

خانواده پروتئاسه

proteaceous fruit

میوه پروتئاسه

proteaceous structure

ساختار پروتئاسه

proteaceous tissue

بافت پروتئاسه

proteaceous leaf

برگ پروتئاسه

proteaceous flower

گل پروتئاسه

proteaceous root

ریشه پروتئاسه

proteaceous habitat

زیستگاه پروتئاسه

جملات نمونه

the proteaceous plants thrive in nutrient-poor soils.

گیاهان پروتئاسه در خاک‌های فقیر از نظر مواد مغذی به خوبی رشد می‌کنند.

many proteaceous species are endemic to australia.

بسیاری از گونه‌های پروتئاسه به استرالیا مختص هستند.

proteaceous flowers attract a variety of pollinators.

گل‌های پروتئاسه گروه متنوعی از گرده‌افشان‌ها را جذب می‌کنند.

researchers study the proteaceous family for its unique adaptations.

محققان خانواده پروتئاسه را به دلیل سازگاری‌های منحصر به فردش مطالعه می‌کنند.

proteaceous plants often have tough, leathery leaves.

گیاهان پروتئاسه اغلب برگ‌های سفت و چرمی دارند.

the proteaceous ecosystem supports diverse wildlife.

زیستگاه پروتئاسه از حیات وحش متنوعی پشتیبانی می‌کند.

some proteaceous species are used in traditional medicine.

برخی از گونه‌های پروتئاسه در طب سنتی استفاده می‌شوند.

proteaceous shrubs can withstand harsh climates.

شاخه‌های پروتئاسه می‌توانند آب و هوای سخت را تحمل کنند.

the study focused on the evolution of proteaceous plants.

این مطالعه بر تکامل گیاهان پروتئاسه متمرکز بود.

proteaceous vegetation plays a crucial role in the ecosystem.

گیاهان پروتئاسه نقش مهمی در اکوسیستم ایفا می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید