protonate

[ایالات متحده]/ˈprəʊtəneɪt/
[بریتانیا]/ˈproʊtəneɪt/

ترجمه

vt. پروتون‌دار کردن یا اضافه کردن پروتون‌ها به

عبارات و ترکیب‌ها

protonate molecule

پروتوناسیون مولکول

protonate solution

پروتوناسیون محلول

protonate ion

پروتوناسیون یون

protonate base

پروتوناسیون باز

protonate acid

پروتوناسیون اسید

protonate species

پروتوناسیون گونه

protonate substrate

پروتوناسیون زیرلایه

protonate compound

پروتوناسیون ترکیب

protonate reaction

پروتوناسیون واکنش

protonate complex

پروتوناسیون کمپلکس

جملات نمونه

in acidic solutions, many compounds can be easily protonated.

در محلول‌های اسیدی، بسیاری از ترکیبات می‌توانند به راحتی پروتونه شوند.

during the reaction, the compound was protonated to form a stable intermediate.

در طول واکنش، ترکیب پروتونه شد تا یک واسطه پایدار تشکیل شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید