provosts

[ایالات متحده]/ˈprɒv.əsts/
[بریتانیا]/ˈprɑː.voʊsts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (در برخی از دانشگاه‌های ایالات متحده) رئیس آکادمیک؛ (در اسکاتلند) شهردار؛ (در برخی از دانشگاه‌های بریتانیا) رئیس یک کالج؛ رئیس یک کلیسای جامع

عبارات و ترکیب‌ها

university provosts

معاونان دانشگاه

dean and provosts

معاون و رئیس دانشگاه

senior provosts

معاونان ارشد

provosts meeting

جلسه معاونان

provosts council

شورای معاونان

associate provosts

معاونان همکار

provosts office

دفتر معاون

academic provosts

معاونان علمی

provosts role

نقش معاون

provosts responsibilities

مسئولیت‌های معاون

جملات نمونه

the provosts of the university met to discuss budget allocations.

روسای دانشگاه برای بحث در مورد تخصیص بودجه گرد هم آمدند.

provosts play a key role in academic administration.

روسا نقش مهمی در امور اداری دانشگاه ایفا می‌کنند.

many provosts advocate for increased faculty diversity.

بسیاری از روسا از افزایش تنوع اساتید حمایت می‌کنند.

provosts often oversee curriculum development.

روسا اغلب بر توسعه برنامه درسی نظارت می‌کنند.

the provosts will address the faculty at the upcoming meeting.

روسا در جلسه آینده با اساتید صحبت خواهند کرد.

provosts are essential for maintaining academic standards.

روسا برای حفظ استانداردهای علمی ضروری هستند.

collaboration among provosts can enhance educational policies.

همکاری بین روسا می‌تواند سیاست‌های آموزشی را بهبود بخشد.

provosts often engage with students to understand their needs.

روسا اغلب با دانشجویان در ارتباط هستند تا نیازهای آنها را درک کنند.

some provosts have implemented innovative teaching methods.

برخی از روسا روش‌های تدریس نوآورانه را اجرا کرده‌اند.

the provosts' decisions significantly impact university operations.

تصمیمات روسا تأثیر قابل توجهی بر فعالیت‌های دانشگاه دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید