deans

[ایالات متحده]/diːnz/
[بریتانیا]/diːnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رؤسای کالج‌ها یا دانشکده‌ها در دانشگاه‌ها؛ کشیشان ارشد مسئول چندین وزیر کلیسا در مناطق روستایی؛ دکانی در یک کلیسا؛ مدیران دانشگاهی، به ویژه در آکسفورد یا کمبریج

عبارات و ترکیب‌ها

deans meeting

جلسه دکان

deans list

لیست دکان

deans council

شورای دکان

deans office

دفتر دکان

deans award

جایزه دکان

deans role

نقش دکان

deans position

موقعیت دکان

deans responsibilities

مسئولیت‌های دکان

deans forum

انجمن دکان

deans retreat

بازنشستگی دکان

جملات نمونه

the deans of the university met to discuss new policies.

اساتید دانشگاه برای بحث در مورد سیاست‌های جدید گردهم آمدند.

each department has its own deans to oversee the faculty.

هر بخش، اساتید خود را برای نظارت بر اساتید دارد.

the deans will address the students at the orientation.

اساتید در مراسم خوش‌آمدگویی با دانشجویان صحبت خواهند کرد.

deans play a crucial role in shaping academic programs.

اساتید نقش مهمی در شکل‌دهی به برنامه‌های آموزشی ایفا می‌کنند.

the deans collaborated on a research initiative.

اساتید در یک طرح تحقیقاتی با یکدیگر همکاری کردند.

students often approach the deans for academic advice.

دانشجویان اغلب برای مشاوره تحصیلی به اساتید مراجعه می‌کنند.

the deans are responsible for faculty evaluations.

اساتید مسئول ارزیابی اساتید هستند.

deans often attend conferences to represent their schools.

اساتید اغلب در کنفرانس‌ها برای نمایندگی از مدارس خود شرکت می‌کنند.

the deans' meeting was scheduled for next week.

جلسه اساتید برای هفته آینده برنامه ریزی شده بود.

new deans were appointed to lead the various departments.

اساتید جدید برای رهبری بخش‌های مختلف منصوب شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید