prowling

[ایالات متحده]/ˈpraʊlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈpraʊlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. حرکت با احتیاط (شکل حال استمراری از prowl)؛ سرگردانی؛ (از یک حیوان) حرکت به طور مخفیانه (برای شکار و غیره)؛ به طور مخفیانه طرح ریزی کردن (چیزی شیطنت آمیز)

عبارات و ترکیب‌ها

prowling cat

گربه در حال گشت و گذار

prowling wolf

گرگ در حال گشت و گذار

prowling tiger

ببر در حال گشت و گذار

prowling bear

خرس در حال گشت و گذار

prowling fox

روباه در حال گشت و گذار

prowling lion

شیر در حال گشت و گذار

prowling predator

شکارچی در حال گشت و گذار

prowling shadows

سایه‌های در حال گشت و گذار

prowling danger

خطر در حال گشت و گذار

prowling eyes

چشم‌های در حال گشت و گذار

جملات نمونه

the cat was prowling around the garden at night.

گربه شب‌ها در حال گشت و گذار در باغ بود.

the detective was prowling the streets for clues.

مامور پلیس در جستجوی سرنخ‌ها در خیابان‌ها گشت می‌زد.

he saw a fox prowling near the campsite.

او یک روباه را در نزدیکی محل کمپینگ دید که در حال گشتن بود.

the dog was prowling through the tall grass.

سگ در حال گشتن در علف‌های بلند بود.

she felt a sense of danger while prowling the abandoned building.

او در حالی که ساختمان متروکه را گشت می‌زد، احساس خطر کرد.

the lion was prowling in search of its next meal.

شیر در جستجوی وعده غذایی بعدی خود در حال گشتن بود.

they spotted a bear prowling along the riverbank.

آن‌ها یک خرس را در حال گشتن در امتداد ساحل رودخانه دیدند.

the shadows seemed to be prowling in the darkness.

به نظر می‌رسید سایه‌ها در تاریکی در حال گشتن هستند.

he enjoyed prowling through the old bookstore.

او از گشتن در آن کتابفروشی قدیمی لذت می‌برد.

the thief was prowling around the neighborhood.

دزد در حال گشتن در اطراف محله بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید