staying

[ایالات متحده]/ste/
[بریتانیا]/ˈsteɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. در یک مکان برای مدت زمانی ماندن

عبارات و ترکیب‌ها

staying up late

بیدار ماندن تا دیروقت

staying focused

حفظ تمرکز

staying healthy

حفظ سلامتی

staying positive

مثبت ماندن

staying power

استقامت

جملات نمونه

I am staying at a hotel near the airport.

من در یک هتل نزدیک فرودگاه اقامت دارم.

She is staying with her grandparents for the summer.

او تابستان را با پدربزرگ و مادربزرگش می‌ گذراند.

They are staying in a cabin in the mountains.

آنها در یک کلبه در کوه‌ها اقامت دارند.

He enjoys staying up late to watch movies.

او از بیدار ماندن تا دیروقت برای تماشای فیلم‌ها لذت می‌برد.

We are staying positive despite the challenges.

ما با وجود چالش‌ها مثبت می‌مانیم.

She is staying focused on her goals.

او بر روی اهداف خود متمرکز می‌ماند.

They are staying at home to avoid the crowds.

آنها در خانه می‌مانند تا از جمعیت دور باشند.

He is staying calm in stressful situations.

او در شرایط استرس زا آرامش خود را حفظ می‌کند.

She is staying true to herself no matter what.

او مهم نیست چه اتفاقی بیفتد، به خودش وفادار می‌ماند.

We are staying hydrated by drinking plenty of water.

ما با نوشیدن آب فراوان، هیدراته می‌مانیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید