prurient

[ایالات متحده]/'prʊərɪənt/
[بریتانیا]/'prʊrɪənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. داشتن یا تشویق به علاقه بیش از حد به مسائل جنسی؛ شهوانی؛ خواهان
n. شخصی که به طور بیش از حد به مسائل جنسی علاقه‌مند است

عبارات و ترکیب‌ها

prurient interest

اشتیاق جنسی

prurient thoughts

افکار جنسی

prurient behavior

رفتار جنسی

prurient content

محتوای جنسی

جملات نمونه

she'd been the subject of much prurient curiosity.

او موضوع کنجکاوی‌های شهوت‌انگیز زیادی بوده است.

The magazine was filled with prurient content.

مجله پر از محتوای شهوت‌انگیز بود.

She was accused of having prurient interests in the case.

او به داشتن علایق شهوت‌انگیز در این پرونده متهم شد.

The prurient nature of the movie caused controversy.

طبیعت شهوت‌انگیز فیلم باعث جنجال شد.

He was known for his prurient sense of humor.

او به خاطر حس شوخ طبعی شهوت‌انگیز خود شناخته می‌شد.

The novel was criticized for its prurient descriptions.

رمان به خاطر توصیفات شهوت‌انگیز مورد انتقاد قرار گرفت.

The prurient content of the website was inappropriate for children.

محتوای شهوت‌انگیز وب سایت برای کودکان نامناسب بود.

The artist's prurient paintings were deemed controversial.

نقاشی‌های شهوت‌انگیز هنرمند بحث‌برانگیز تلقی شدند.

The director included prurient scenes in the film for shock value.

کارگردان صحنه‌های شهوت‌انگیز را برای ایجاد شوک در فیلم قرار داد.

The prurient gossip spread quickly throughout the town.

غایبه‌های شهوت‌انگیز به سرعت در سراسر شهر پخش شد.

The prurient comments made everyone uncomfortable.

نظرات شهوت‌انگیز باعث ناراحتی همه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید