psychoanalyses process
فرآیند روانکاوی
psychoanalyses theory
نظریه روانکاوی
psychoanalyses session
جلسه روانکاوی
psychoanalyses technique
تکنیک روانکاوی
psychoanalyses practice
تمرین روانکاوی
psychoanalyses approach
رویکرد روانکاوی
psychoanalyses framework
چارچوب روانکاوی
psychoanalyses model
مدل روانکاوی
psychoanalyses insights
بینشهای روانکاوی
many therapists use psychoanalyses to understand their patients better.
بسیاری از درمانگران از روانکاوی برای درک بهتر بیماران خود استفاده میکنند.
psychoanalyses can reveal unconscious thoughts and feelings.
روانکاوی میتواند افکار و احساسات ناخودآگاه را آشکار کند.
her psychoanalyses helped her confront her past traumas.
روانکاوی او به او کمک کرد تا با آسیبهای گذشته خود روبرو شود.
psychoanalyses often involve dream interpretation.
روانکاوی اغلب شامل تفسیر رویا میشود.
he studied various techniques of psychoanalyses.
او تکنیکهای مختلف روانکاوی را مطالعه کرد.
psychoanalyses can be a lengthy process.
روانکاوی میتواند یک فرآیند طولانی باشد.
understanding psychoanalyses can deepen one's self-awareness.
درک روانکاوی میتواند خودآگاهی یک فرد را عمیقتر کند.
she wrote a paper on the effectiveness of psychoanalyses.
او مقالهای در مورد اثربخشی روانکاوی نوشت.
psychoanalyses require a safe and trusting environment.
روانکاوی نیاز به یک محیط امن و قابل اعتماد دارد.
they discussed the implications of psychoanalyses in modern therapy.
آنها پیامدهای روانکاوی در درمان مدرن را مورد بحث قرار دادند.
psychoanalyses process
فرآیند روانکاوی
psychoanalyses theory
نظریه روانکاوی
psychoanalyses session
جلسه روانکاوی
psychoanalyses technique
تکنیک روانکاوی
psychoanalyses practice
تمرین روانکاوی
psychoanalyses approach
رویکرد روانکاوی
psychoanalyses framework
چارچوب روانکاوی
psychoanalyses model
مدل روانکاوی
psychoanalyses insights
بینشهای روانکاوی
many therapists use psychoanalyses to understand their patients better.
بسیاری از درمانگران از روانکاوی برای درک بهتر بیماران خود استفاده میکنند.
psychoanalyses can reveal unconscious thoughts and feelings.
روانکاوی میتواند افکار و احساسات ناخودآگاه را آشکار کند.
her psychoanalyses helped her confront her past traumas.
روانکاوی او به او کمک کرد تا با آسیبهای گذشته خود روبرو شود.
psychoanalyses often involve dream interpretation.
روانکاوی اغلب شامل تفسیر رویا میشود.
he studied various techniques of psychoanalyses.
او تکنیکهای مختلف روانکاوی را مطالعه کرد.
psychoanalyses can be a lengthy process.
روانکاوی میتواند یک فرآیند طولانی باشد.
understanding psychoanalyses can deepen one's self-awareness.
درک روانکاوی میتواند خودآگاهی یک فرد را عمیقتر کند.
she wrote a paper on the effectiveness of psychoanalyses.
او مقالهای در مورد اثربخشی روانکاوی نوشت.
psychoanalyses require a safe and trusting environment.
روانکاوی نیاز به یک محیط امن و قابل اعتماد دارد.
they discussed the implications of psychoanalyses in modern therapy.
آنها پیامدهای روانکاوی در درمان مدرن را مورد بحث قرار دادند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید