psychodramas

[ایالات متحده]/ˌsaɪkəʊˈdrɑːmə/
[بریتانیا]/ˌsaɪkoʊˈdrɑːmə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک تکنیک درمانی که در آن بیماران رویدادهای زندگی خود را به تصویر می‌کشند؛ نوعی روان‌درمانی که از درام هدایت شده و بازی نقش برای کمک به افراد در بیان و بررسی احساسات خود استفاده می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

psychodrama therapy

درمان رواندراما

psychodrama techniques

تکنیک‌های رواندراما

psychodrama group

گروه رواندراما

psychodrama session

جلسه رواندراما

psychodrama role

نقش رواندراما

psychodrama exercise

تمرین رواندراما

psychodrama method

روش رواندراما

psychodrama facilitator

اجرای کننده رواندراما

psychodrama play

نمایشنامه رواندراما

psychodrama process

فرآیند رواندراما

جملات نمونه

psychodrama can be an effective therapeutic tool.

درمان‌درما می‌تواند ابزار درمانی موثری باشد.

in psychodrama, participants enact their feelings.

در درمان‌درما، شرکت‌کنندگان احساسات خود را به نمایش می‌گذارند.

she found relief through psychodrama sessions.

او از طریق جلسات درمان‌درما تسکین یافت.

psychodrama helps in exploring personal conflicts.

درمان‌درما به کشف تعارضات شخصی کمک می‌کند.

he attended a psychodrama workshop last weekend.

او آخر هفته گذشته در یک کارگاه درمان‌درما شرکت کرد.

group dynamics are essential in psychodrama.

پویایی گروه در درمان‌درما ضروری است.

psychodrama allows for safe emotional expression.

درمان‌درما امکان بیان احساسات ایمن را فراهم می‌کند.

she felt empowered after her psychodrama experience.

او پس از تجربه درمان‌درما احساس توانمندی کرد.

psychodrama can reveal hidden emotions.

درمان‌درما می‌تواند احساسات پنهان را آشکار کند.

he uses psychodrama techniques in his therapy practice.

او از تکنیک‌های درمان‌درما در فعالیت درمانی خود استفاده می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید