publishable

[ایالات متحده]/'pʌbliʃəbəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مناسب برای انتشار؛ مناسب برای انتشار.

جملات نمونه

The author is working on making the manuscript publishable.

نویسنده در حال تلاش برای آماده‌سازی دست‌نویس برای انتشار است.

The editor provided valuable feedback to make the article more publishable.

ویراستار بازخورد ارزشمندی ارائه کرد تا مقاله قابل انتشارتر شود.

It takes time and effort to turn a rough draft into a publishable piece.

تبدیل یک پیش‌نویس خام به یک قطعه قابل انتشار زمان و تلاش می‌برد.

The team is striving to produce publishable research findings.

تیم در تلاش است تا نتایج تحقیقات قابل انتشار تولید کند.

She revised her paper multiple times to ensure it was publishable.

او چندین بار مقاله خود را بازبینی کرد تا اطمینان حاصل کند که قابل انتشار است.

Publishable content must meet certain standards and criteria.

محتوای قابل انتشار باید استانداردهای خاصی را داشته باشد.

The publisher rejected the manuscript because it was not deemed publishable.

ناشر دست‌نویس را رد کرد زیرا قابل انتشار تلقی نشد.

The team is focused on producing publishable results for the upcoming conference.

تیم بر تولید نتایج قابل انتشار برای کنفرانس آینده متمرکز است.

The professor provided guidance on how to make the thesis more publishable.

استاد راهنمایی کرد که چگونه پایان‌نامه را قابل انتشارتر کنیم.

The workshop aims to help researchers transform their work into publishable articles.

هدف از کارگاه کمک به محققان برای تبدیل کارشان به مقالات قابل انتشار است.

نمونه‌های واقعی

Computer translation is understandable, but not of publishable quality.

ترجمه ماشینی قابل درک است، اما از کیفیت قابل انتشار برخوردار نیست.

منبع: English Major Level 4 Writing Full Score Template

In vain to point out to irate editors that Scotland Yard had said that when there was publishable news they should be told.

بی‌فایده است که به ویراستاران عصبانی بگوییم که اسکاتلند یارد گفته است که در صورت وجود اخبار قابل انتشار باید به آنها اطلاع داده شود.

منبع: One Shilling Candle (Upper)

The guidelines ban the use of such tools " to create publishable content and images for the news service, " the AP said in a story about its new rules.

مطالعات نشان می‌دهد که استفاده از این ابزارها برای ایجاد محتوای قابل انتشار و تصاویر برای سرویس خبری ممنوع است، AP در گزارشی در مورد قوانین جدید خود گفت.

منبع: VOA Special August 2023 Collection

These researchers talked about " pressure to publish what was often described as the 'the least publishable unit', so as to maximize the number of publications from a particular research project, basically in order to maximize subsidy" , she says.

این محققان در مورد "فشار برای انتشار آنچه اغلب به عنوان 'کمترین واحد قابل انتشار' توصیف می‌شد، به منظور حداکثر کردن تعداد نشریات از یک پروژه تحقیقاتی خاص، اساساً به منظور حداکثر کردن یارانه‌ها" صحبت کردند، او می‌گوید.

منبع: Selected English short passages

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید