shover

[ایالات متحده]/[ˈʃʌvər]/
[بریتانیا]/[ˈʃʌvər]/

ترجمه

n. شخصی که هل می‌دهد یا با زور می‌راند؛ ابزاری یا ماشینی که برای هل دادن یا جابجا کردن چیزی استفاده می‌شود.
v. هل دادن یا با زور راندن؛ با زور از چیزی عبور کردن؛ جابجا کردن چیزی با هل دادن.
Word Forms
جمعshovers

عبارات و ترکیب‌ها

snow shover

Persian_translation

gate shover

Persian_translation

shover's job

Persian_translation

be a shover

Persian_translation

shover around

Persian_translation

shover came

Persian_translation

shover works

Persian_translation

shover's time

Persian_translation

shover stopped

Persian_translation

جملات نمونه

the snow shoveler cleared the driveway quickly.

برف‌کَن، مسیر ورودی را به سرعت تمیز کرد.

he used a heavy-duty snow shovel to move the snow.

او از یک بیل برفی سنگین برای جابجایی برف استفاده کرد.

the groundskeeper was a reliable snow shoveler.

سرپرست زمین، یک برف‌کُن قابل اعتماد بود.

my neighbor is a good snow shoveler, always helping out.

همسایه من یک برف‌کُن خوب است، همیشه کمک می‌کند.

we bought a new aluminum snow shovel last winter.

زمستان گذشته یک بیل برفی آلومینیومی جدید خریدیم.

the snow shoveler struggled with the thick layer of ice.

برف‌کُن با لایه ضخیم یخ دست و پنجه نرم کرد.

he’s a skilled snow shoveler with years of experience.

او یک برف‌کُن ماهر با سال‌ها تجربه است.

the snow shoveler took a break to warm up.

برف‌کُن برای گرم شدن استراحت کرد.

a snow shoveler is needed to clear the sidewalk.

برای پاک کردن پیاده‌رو به یک برف‌کُن نیاز است.

the snow shoveler’s work was essential after the storm.

کار برف‌کُن پس از طوفان ضروری بود.

he was a young and enthusiastic snow shoveler.

او یک برف‌کُن جوان و پرانرژی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید