pulsatances

[ایالات متحده]/pʌlˈseɪtəns/
[بریتانیا]/pʌlˈseɪtəns/

ترجمه

n. فرکانس زاویه‌ای; سرعت زاویه‌ای

عبارات و ترکیب‌ها

high pulsatance

پالس‌دان بالا

pulsatance effect

اثر پالس‌دان

pulsatance measurement

اندازه‌گیری پالس‌دان

pulsatance analysis

تجزیه و تحلیل پالس‌دان

pulsatance signal

سیگنال پالس‌دان

pulsatance response

پاسخ پالس‌دان

pulsatance variation

تغییرات پالس‌دان

pulsatance pattern

الگوی پالس‌دان

pulsatance range

محدوده پالس‌دان

pulsatance level

سطح پالس‌دان

جملات نمونه

the pulsatance of the waves was mesmerizing.

ضربان امواج مسحور کننده بود.

she felt the pulsatance of the music in her chest.

او ضربان موسیقی را در سینه‌اش احساس کرد.

the pulsatance of the heart is crucial for life.

ضربان قلب برای زندگی حیاتی است.

he studied the pulsatance of stars in the galaxy.

او ضربان ستارگان در کهکشان را مطالعه کرد.

the pulsatance of the engine indicated a problem.

ضربان موتور نشان دهنده یک مشکل بود.

there was a noticeable pulsatance in the atmosphere.

ضربانی قابل توجه در جو وجود داشت.

he measured the pulsatance of the signal carefully.

او ضربان سیگنال را با دقت اندازه گیری کرد.

the pulsatance of the crowd grew louder.

ضربان جمعیت بلندتر شد.

she could hear the pulsatance of her own heartbeat.

او می‌توانست ضربان قلب خود را بشنود.

understanding the pulsatance of emotions is important.

درک ضربان احساسات مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید