pumice

[ایالات متحده]/'pʌmɪs/
[بریتانیا]/'pʌmɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. سابیدن با پوکه; تمیز کردن با پوکه
n. نوعی سنگ آتش‌فشانی; سنگی سبک وزن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردpumices
صفت یا فعل حال استمراریpumicing
جمعpumices
زمان گذشتهpumiced
قسمت سوم فعلpumiced

عبارات و ترکیب‌ها

pumice stone

سنگ پومیس

abrasive pumice

پومیس ساینده

جملات نمونه

to clean, polish, or smooth with pumice.

برای تمیز کردن، صیقل دادن یا صاف کردن با ساپیش

Fragrant Patchouli, Orange Oil and natural Pumice work together to leave skin awakened, invigorated and sublimely soft with a natural glow.

اسانس خوشبو، روغن نارنج و سنگ صوفی طبیعی با هم همکاری می‌کنند تا پوست را بیدار، با نشاط و به طور بی‌نظیری نرم با درخشندگی طبیعی نشان دهند.

In order to determine the time sequence of recent eruption in Tianchi volcano, the TL thermal-stability has been investigated for pumice and sanidine phenocryst within the volcanics.

به منظور تعیین توالی زمانی فوران های اخیر در آتشفشان تیانچی، پایداری حرارتی TL برای ساپیش و کریستال های فنوکریست سانیدین در بین آتشفشان ها مورد بررسی قرار گرفته است.

The thrusters on the Hornets' wingtips rotated to keep the air-craft steady as the marines unclipped from their hard-points, leapt onto the frost-covered pumice and began to run.

رانشگرهای روی نوک بال‌های Hornets چرخیدند تا هواپیما را در حالی که تفنگداران دریایی از نقاط سخت‌افزار خود جدا شده، روی خاکستر پوشیده از یخ می‌پریدند و شروع به دویدن می‌کردند، ثابت نگه دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید