punchboards

[ایالات متحده]/ˈpʌntʃbɔːd/
[بریتانیا]/ˈpʌntʃbɔrd/

ترجمه

n. یک دستگاه قمار با سوراخ‌هایی برای وارد کردن سکه‌ها به منظور برنده شدن جوایز؛ نوعی دستگاه قمار، همچنین به زنی بدنام اشاره دارد

عبارات و ترکیب‌ها

punchboard game

بازی تخته پانچبورد

punchboard ticket

بلیط پانچبورد

punchboard machine

دستگاه پانچبورد

punchboard style

سبک پانچبورد

punchboard design

طراحی پانچبورد

punchboard art

هنر پانچبورد

punchboard setup

راه اندازی پانچبورد

punchboard prize

جایزه پانچبورد

punchboard display

نمایش پانچبورد

punchboard fun

سرگرمی پانچبورد

جملات نمونه

he won a prize on the punchboard.

او جایزه را در بازی تخته شانسی برد.

the punchboard game was very popular at the fair.

بازی تخته شانسی در نمایشگاه بسیار محبوب بود.

she enjoyed playing with the colorful punchboard.

او از بازی با تخته شانسی رنگارنگ لذت برد.

they set up a punchboard for the charity event.

آنها برای رویداد خیریه یک تخته شانسی راه انداختند.

we spent hours trying to win on the punchboard.

ما ساعت ها برای برنده شدن در بازی تخته شانسی وقت گذاشتیم.

the punchboard was filled with exciting prizes.

تخته شانسی با جوایز هیجان انگیز پر شده بود.

kids lined up to take a chance on the punchboard.

کودکان برای امتحان شانس خود در بازی تخته شانسی صف کشیدند.

he explained the rules of the punchboard to the newcomers.

او قوانین بازی تخته شانسی را به افراد جدید توضیح داد.

winning on the punchboard felt like a lucky break.

برنده شدن در بازی تخته شانسی مانند یک شانس خوب احساس می شد.

she decorated the punchboard with bright colors.

او تخته شانسی را با رنگ های روشن تزئین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید