enter a raffle
ثبت نام در قرعه کشی
the raffle of the yard below.
قرعهکشی حیاط زیر
raffle off a piece of furniture
قرعهکشی یک قطعه مبلمان
The supermarket raffled fifty watches.
سوپرمارکت پنجاه ساعت را قرعهکشی کرد.
The money was raised by the sale of raffle tickets.
پول از طریق فروش بلیطهای قرعهکشی جمعآوری شد.
the proceeds from the raffle help to defray the expenses of the evening.
درآمد حاصل از قرعه کشی به پرداخت هزینه های شب کمک می کند.
They raffled (off) a bottle of whisky to raise money for cancer research.
آنها یک بطری ویسکی را قرعهکشی کردند تا برای تحقیقات سرطان پول جمع کنند.
In addition to securing prizes for a raffle, the group threw a ceilidh, a traditional Scottish dance, raising nearly UK£500.
علاوه بر تهیه جوایز برای یک قرعهکشی، گروه یک سیلی، یک رقص اسکاتلندی سنتی برگزار کرد و نزدیک به 500 پوند انگلستان جمعآوری کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید