punctures

[ایالات متحده]/ˈpʌŋktʃəz/
[بریتانیا]/ˈpʌŋktʃərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حفره‌های کوچک ایجاد شده توسط یک شی تیز؛ به‌طور خاص، حفره‌ای در لاستیک؛ به‌طور خاص، سوراخی در پوست؛ یک طعنه یا آسیب
v. ایجاد حفره‌ای در چیزی؛ سوراخ کردن چیزی؛ تضعیف غرور یا اعتماد به نفس کسی؛ کاهش اشتیاق کسی

عبارات و ترکیب‌ها

air punctures

سوراخ شدن هوا

tire punctures

سوراخ شدن لاستیک

punctures repair

تعمیر سوراخ

punctures prevention

جلوگیری از سوراخ

punctures treatment

درمان سوراخ

punctures detection

تشخیص سوراخ

punctures analysis

تجزیه و تحلیل سوراخ

punctures inspection

بازرسی سوراخ

punctures identification

شناسایی سوراخ

punctures management

مدیریت سوراخ

جملات نمونه

the mechanic found several punctures in the tire.

مکانیک چندین سوراخ در لاستیک پیدا کرد.

she carefully patched the punctures in her inflatable boat.

او با دقت سوراخ‌ها را در قایق بادی خود ترمیم کرد.

punctures in the skin can lead to infection.

سوراخ‌ها در پوست می‌توانند منجر به عفونت شوند.

he noticed the punctures on the surface of the balloon.

او متوجه سوراخ‌ها در سطح بالن شد.

the doctor treated the punctures with antiseptic.

پزشک سوراخ‌ها را با مواد ضدعفونی کننده درمان کرد.

they discovered punctures in the packaging during inspection.

آنها در حین بازرسی سوراخ‌هایی را در بسته‌بندی کشف کردند.

punctures can often be repaired if caught early.

سوراخ‌ها را می‌توان اغلب در صورت تشخیص زودهنگام تعمیر کرد.

the hiker had to deal with punctures in his backpack.

گردشگر باید با سوراخ‌هایی در کوله‌پشتی خود مقابله می‌کرد.

she learned how to fix punctures in her bike tires.

او یاد گرفت که چگونه سوراخ‌ها را در لاستیک‌های دوچرخه خود تعمیر کند.

punctures in the walls could indicate a pest problem.

سوراخ‌ها در دیوارها می‌توانند نشان‌دهنده مشکل آفات باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید