pung

[ایالات متحده]/pʌŋ/
[بریتانیا]/pʌŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی سورتمه با شکل جعبه‌ای؛ یک سورتمه جعبه‌ای
Word Forms
جمعpungs

عبارات و ترکیب‌ها

pung smell

بوی تند

pung taste

طعم تند

pung aroma

عطر تند

pung sensation

احساس تند

pung flavor

طعم تند

pung odor

بوی نامطبوع

pung remark

اظهارنظر تند

pung critique

انتقاد تند

pung feedback

بازخورد تند

pung comment

نظری تند

جملات نمونه

she felt a pungent smell coming from the kitchen.

او بوی تند و زننده ای از آشپزخانه حس کرد.

the pungent aroma of spices filled the air.

عطر تند ادویه ها هوا را پر کرد.

he described the cheese as having a pungent flavor.

او پنیر را با طعم تند توصیف کرد.

the pungent odor of garbage was overwhelming.

بوی تند زباله ها طاقت فرسا بود.

they used pungent herbs to enhance the dish.

آنها از گیاهان معطر برای بهبود غذا استفاده کردند.

the pungent smoke from the fire alerted the neighbors.

دود تند آتش همسایه ها را آگاه کرد.

she couldn't stand the pungent taste of durian.

او نمی توانست طعم تند دورین را تحمل کند.

the pungent scent of flowers filled the garden.

عطر تند گل ها باغ را پر کرد.

he made a face at the pungent fish sauce.

او با دیدن سس ماهی تند چهره اش را به هم کشید.

the pungent fumes from the chemicals were hazardous.

دود تند حاصل از مواد شیمیایی خطرناک بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید