pungar now
ترجمه فارسی
he pungars
ترجمه فارسی
pungared quickly
ترجمه فارسی
is pungaring
ترجمه فارسی
to pungar
ترجمه فارسی
pungar often
ترجمه فارسی
pungars daily
ترجمه فارسی
pungared yesterday
ترجمه فارسی
please pungar
ترجمه فارسی
never pungar
ترجمه فارسی
the old cheese began to pong rather badly.
چربی قدیمی شروع به پونگ کردن به شدت کرد.
his socks ponged after the long football match.
پاچامیهای او پس از بازی فوتبال طولانی پونگ شدند.
there was a distinct pong of stale cabbage in the kitchen.
در آشپزخانه بوی واضحی از کلم فاسد وجود داشت.
the drains were ponging terribly after the flood.
پس از سيل، فاضلابها به شدت پونگ میکردند.
who ponged the bathroom out like this?
کی این حمام را به این شکل پونگ کرد؟
the laboratory had a sharp pong of sulphur.
آزمایشگاه بوی تیز گوگرد داشت.
i cannot eat this; it is absolutely ponging.
من نمیتوانم این را بخورم؛ کاملاً پونگ است.
the pong of sweat filled the locker room.
بوی عرق فضای اتاق لباس را پر کرد.
that bin is really ponging; take it out.
آن سطل واقعاً پونگ است؛ آن را بیرون ببر.
her damp coat ponged of wet dog.
پالتو مرطوب او بوی سگ آبکشیده داشت.
the fridge has been ponging for days.
یخچال از روزهای زیادی پونگ میکند.
what is that terrible pong coming from the cellar?
چه بوی سختی از زیرخانه میآید؟
pungar now
ترجمه فارسی
he pungars
ترجمه فارسی
pungared quickly
ترجمه فارسی
is pungaring
ترجمه فارسی
to pungar
ترجمه فارسی
pungar often
ترجمه فارسی
pungars daily
ترجمه فارسی
pungared yesterday
ترجمه فارسی
please pungar
ترجمه فارسی
never pungar
ترجمه فارسی
the old cheese began to pong rather badly.
چربی قدیمی شروع به پونگ کردن به شدت کرد.
his socks ponged after the long football match.
پاچامیهای او پس از بازی فوتبال طولانی پونگ شدند.
there was a distinct pong of stale cabbage in the kitchen.
در آشپزخانه بوی واضحی از کلم فاسد وجود داشت.
the drains were ponging terribly after the flood.
پس از سيل، فاضلابها به شدت پونگ میکردند.
who ponged the bathroom out like this?
کی این حمام را به این شکل پونگ کرد؟
the laboratory had a sharp pong of sulphur.
آزمایشگاه بوی تیز گوگرد داشت.
i cannot eat this; it is absolutely ponging.
من نمیتوانم این را بخورم؛ کاملاً پونگ است.
the pong of sweat filled the locker room.
بوی عرق فضای اتاق لباس را پر کرد.
that bin is really ponging; take it out.
آن سطل واقعاً پونگ است؛ آن را بیرون ببر.
her damp coat ponged of wet dog.
پالتو مرطوب او بوی سگ آبکشیده داشت.
the fridge has been ponging for days.
یخچال از روزهای زیادی پونگ میکند.
what is that terrible pong coming from the cellar?
چه بوی سختی از زیرخانه میآید؟
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید