punier

[ایالات متحده]/ˈpjuːnɪə/
[بریتانیا]/ˈpjuːniər/

ترجمه

adj. کوچکتر از حد معمول در اندازه؛ ناچیز یا بی‌اهمیت؛ ضعیف یا ناتوان

عبارات و ترکیب‌ها

punier than

کوچکتر از

punier version

نسخه کوچکتر

punier side

سمت کوچکتر

punier build

ساخت کوچکتر

punier animal

حیوان کوچکتر

punier player

بازیکن کوچکتر

punier team

تیم کوچکتر

punier option

گزینه کوچکتر

punier effort

تلاش کوچکتر

punier impact

تاثیر کوچکتر

جملات نمونه

he felt punier than ever after losing the match.

او بعد از باختن در مسابقه احساس می‌کرد کوچکتر از همیشه است.

the punier plants struggled to survive in the harsh environment.

گیاهان کوچکتر برای زنده ماندن در محیط خشن دچار مشکل شدند.

she thought her punier frame would hold her back in sports.

او فکر می‌کرد اندام کوچکترش ممکن است در ورزش او را عقب نگه دارد.

despite being punier, he showed great determination.

با وجود کوچکتر بودن، او عزم راسخی نشان داد.

the punier athlete trained harder to prove his worth.

ورزشکار کوچکتر برای اثبات ارزش خود سخت‌تر تمرین کرد.

even the punier versions of the software had useful features.

حتی نسخه‌های کوچکتر نرم‌افزار ویژگی‌های مفیدی داشتند.

his punier stature did not stop him from achieving his dreams.

قد کوتاه‌تر او مانع از رسیدن به رویاهایش نشد.

the punier dog was often overshadowed by the larger breeds.

سگ کوچکتر اغلب تحت‌الشعاع نژادهای بزرگتر قرار می‌گرفت.

she felt punier when compared to her more athletic friends.

وقتی با دوستان ورزشی‌ترش مقایسه می‌شد، احساس کوچکتر بودن می‌کرد.

the punier version of the game still entertained many players.

نسخه کوچکتر بازی هنوز هم سرگرم‌کننده بسیاری از بازیکنان بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید