punkah

[ایالات متحده]/ˈpʌŋkə/
[بریتانیا]/ˈpʌŋkə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.(نوعی بادبزن، معمولاً از پارچه ساخته شده، که از سقف آویزان است)
Word Forms
جمعpunkahs

عبارات و ترکیب‌ها

punkah fan

پنکه سقفی

punkah wall

دیوار پنکه

punkah light

نور پنکه

punkah room

اتاق پنکه

punkah design

طراحی پنکه

punkah installation

نصب پنکه

punkah style

سبک پنکه

punkah breeze

نسیم پنکه

punkah switch

کلید پنکه

punkah operation

عملکرد پنکه

جملات نمونه

the punkah swayed gently in the warm breeze.

پنکه به آرامی در نسیم گرم تاب می‌خورد.

they installed a punkah to keep the room cool.

آنها یک پنکه نصب کردند تا اتاق را خنک نگه دارند.

during the summer, the punkah is a lifesaver.

در طول تابستان، پنکه یک ناجی است.

the punkah was a popular feature in colonial homes.

پنکه یک ویژگی محبوب در خانه‌های استعماری بود.

he sat under the punkah, reading a book.

او زیر پنکه نشست و مشغول خواندن کتاب شد.

they enjoyed the cool air provided by the punkah.

آنها از هوای خنک ارائه شده توسط پنکه لذت بردند.

the punkah created a soothing atmosphere in the room.

پنکه فضایی آرام‌بخش در اتاق ایجاد کرد.

she admired the intricate design of the punkah.

او طراحی پیچیده پنکه را تحسین کرد.

in india, the punkah has historical significance.

در هند، پنکه از اهمیت تاریخی برخوردار است.

they used a punkah to enhance the dining experience.

آنها از یک پنکه برای ارتقای تجربه غذا خوردن استفاده کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید