puntings

[ایالات متحده]/ˈpʌntɪŋz/
[بریتانیا]/ˈpʌntɪŋz/

ترجمه

n. عمل استفاده از یک میله برای حرکت دادن یک قایق با کف صاف؛ عمل ضربه زدن به یک توپ به هوا
v. شکل حال استمراری punt، به معنای حرکت دادن یک قایق با میله یا ضربه زدن به یک توپ

عبارات و ترکیب‌ها

bad puntings

پانت‌های بد

good puntings

پانت‌های خوب

punting strategy

استراتژی پانت

punting game

بازی پانت

punting average

میانگین پانت

punting style

سبک پانت

punting technique

تکنیک پانت

punting unit

واحد پانت

punting success

موفقیت پانت

punting position

موقعیت پانت

جملات نمونه

he made some puntings during the game.

او در طول بازی چند پنتیت انجام داد.

they are known for their strategic puntings.

آنها به دلیل پنتیت های استراتژیک خود شناخته شده اند.

her puntings helped the team win the championship.

پنتیت های او به تیم کمک کرد تا قهرمانی را بدست آورد.

he practices his puntings every weekend.

او هر آخر هفته پنتیت های خود را تمرین می کند.

the coach emphasized the importance of accurate puntings.

مربی بر اهمیت پنتیت های دقیق تاکید کرد.

good puntings can change the outcome of a match.

پنتیت های خوب می تواند نتیجه یک مسابقه را تغییر دهد.

she has a natural talent for puntings.

او استعداد طبیعی برای پنتیت دارد.

his puntings were the highlight of the game.

پنتیت های او اوج بازی بود.

the team worked on their puntings during practice.

تیم در طول تمرین روی پنتیت های خود کار کرد.

effective puntings can lead to scoring opportunities.

پنتیت های موثر می تواند منجر به فرصت های گلزنی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید