pupate

[ایالات متحده]/ˈpjuːpeɪt/
[بریتانیا]/ˈpjuːpeɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. دگرگونی به پیله را تجربه کردن؛ (در حشره‌شناسی) وارد مرحله پیله‌ای شدن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریpupating
قسمت سوم فعلpupated
زمان گذشتهpupated
شکل سوم شخص مفردpupates
جمعpupates

عبارات و ترکیب‌ها

pupate stage

مرحله شفیر

pupate process

فرآیند شفیر

pupate time

زمان شفیر

pupate form

شکل شفیر

pupate cycle

چرخه شفیر

pupate phase

فاز شفیر

pupate habitat

زیستگاه شفیر

pupate environment

محیط شفیر

pupate duration

مدت زمان شفیر

pupate behavior

رفتار شفیر

جملات نمونه

the caterpillars will pupate in a safe place.

كرم‌ها در مكانی امن به شفیره‌ تبدیل خواهند شد.

many insects pupate during the winter months.

حشرات زیادی در طول ماه‌های زمستان به شفیره‌ تبدیل می‌شوند.

after they pupate, butterflies emerge in spring.

پس از تبدیل شدن به شفیره‌، پروانه‌ها در بهار ظاهر می‌شوند.

it's fascinating to watch them pupate.

تماشای تبدیل شدن آن‌ها به شفیره‌ بسیار جذاب است.

some species pupate in the soil.

برخی از گونه‌ها در خاک به شفیره‌ تبدیل می‌شوند.

they need the right conditions to pupate successfully.

آن‌ها برای تبدیل شدن به شفیره‌ به شرایط مناسب نیاز دارند.

during the pupate stage, they undergo significant changes.

در طول مرحله شفیره‌، آن‌ها تغییرات قابل توجهی را تجربه می‌کنند.

to pupate, the larvae must find a secure location.

برای تبدیل شدن به شفیره‌، لاروها باید یک مکان امن پیدا کنند.

some insects can pupate in just a few days.

برخی از حشرات می‌توانند در عرض چند روز به شفیره‌ تبدیل شوند.

the process of pupate is crucial for their development.

فرآیند تبدیل شدن به شفیره‌ برای رشد آن‌ها بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید