pupping

[ایالات متحده]/ˈpʌpɪŋ/
[بریتانیا]/ˈpʌpɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. توله سگ; حیوان جوان
vt. زاییدن (توله‌ها یا حیوانات جوان)
vi. زاییدن توله‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

pupping season

فصل زاد و ولد

pupping behavior

رفتار زاد و ولد

pupping ground

محل زاد و ولد

pupping success

موفقیت زاد و ولد

pupping time

زمان زاد و ولد

pupping area

منطقه زاد و ولد

pupping stage

مرحله زاد و ولد

pupping process

فرآیند زاد و ولد

pupping site

محل زاد و ولد

pupping habits

عادت‌های زاد و ولد

جملات نمونه

the mother dog is busy pupping in the backyard.

مادر سگ در حیاط پشتی مشغول زایمان است.

pupping season for seals usually occurs in the spring.

فصل زایمان برای فک‌ها معمولاً در بهار اتفاق می‌افتد.

we watched the penguins during their pupping period.

ما پنگوئن‌ها را در طول دوره زایمان آن‌ها تماشا کردیم.

the wildlife documentary featured a segment on pupping behavior.

فیلم مستند حیات وحش دارای بخشی در مورد رفتار زایمان بود.

many animals have specific rituals for pupping.

بسیاری از حیوانات آیین‌های خاصی برای زایمان دارند.

she is studying the effects of climate change on pupping rates.

او در حال بررسی اثرات تغییرات آب و هوایی بر نرخ زایمان است.

the zookeeper explained the importance of pupping for the species.

نگهبان حیات وحش اهمیت زایمان برای گونه را توضیح داد.

pupping can be a challenging time for many mammals.

زایمان می‌تواند دوره‌ای چالش‌برانگیز برای بسیاری از پستانداران باشد.

during pupping, the mother needs extra nutrition.

در طول زایمان، مادر به تغذیه اضافی نیاز دارد.

they documented the pupping process of the otters.

آنها فرآیند زایمان گرازها را مستند کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید