pureeing fruits
پوره کردن میوهها
pureeing vegetables
پوره کردن سبزیجات
pureeing soups
پوره کردن سوپها
pureeing food
پوره کردن غذا
pureeing mixtures
پوره کردن مخلوطها
pureeing baby food
پوره کردن غذای کودک
pureeing smoothies
پوره کردن اسموتیها
pureeing sauces
پوره کردن سسها
pureeing ingredients
پوره کردن مواد لازم
pureeing desserts
پوره کردن دسرهای
pureeing fruits can create delicious smoothies.
آسیب دادن میوهها میتواند اسموتیهای خوشمزه ایجاد کند.
she enjoys pureeing vegetables for her soup.
او از پوره کردن سبزیجات برای سوپ خود لذت می برد.
pureeing food is a great way to prepare meals for babies.
پوره کردن غذا راه عالی برای تهیه غذا برای نوزادان است.
he is pureeing the ingredients to make a sauce.
او مواد لازم را برای درست کردن سس پوره می کند.
pureeing can enhance the texture of the dish.
پوره کردن می تواند بافت غذا را بهبود بخشد.
she learned the technique of pureeing in culinary school.
او تکنیک پوره کردن را در مدرسه آشپزی آموخت.
pureeing can help incorporate flavors more evenly.
پوره کردن می تواند به ترکیب طعم ها به طور مساوی تر کمک کند.
he is pureeing the tomatoes for a fresh salsa.
او گوجه فرنگی ها را برای درست کردن سالسای تازه پوره می کند.
pureeing can make it easier to digest certain foods.
پوره کردن می تواند هضم برخی غذاها را آسان تر کند.
she prefers pureeing her meals rather than chopping.
او ترجیح می دهد وعده های غذایی خود را پوره کند تا خرد کند.
pureeing fruits
پوره کردن میوهها
pureeing vegetables
پوره کردن سبزیجات
pureeing soups
پوره کردن سوپها
pureeing food
پوره کردن غذا
pureeing mixtures
پوره کردن مخلوطها
pureeing baby food
پوره کردن غذای کودک
pureeing smoothies
پوره کردن اسموتیها
pureeing sauces
پوره کردن سسها
pureeing ingredients
پوره کردن مواد لازم
pureeing desserts
پوره کردن دسرهای
pureeing fruits can create delicious smoothies.
آسیب دادن میوهها میتواند اسموتیهای خوشمزه ایجاد کند.
she enjoys pureeing vegetables for her soup.
او از پوره کردن سبزیجات برای سوپ خود لذت می برد.
pureeing food is a great way to prepare meals for babies.
پوره کردن غذا راه عالی برای تهیه غذا برای نوزادان است.
he is pureeing the ingredients to make a sauce.
او مواد لازم را برای درست کردن سس پوره می کند.
pureeing can enhance the texture of the dish.
پوره کردن می تواند بافت غذا را بهبود بخشد.
she learned the technique of pureeing in culinary school.
او تکنیک پوره کردن را در مدرسه آشپزی آموخت.
pureeing can help incorporate flavors more evenly.
پوره کردن می تواند به ترکیب طعم ها به طور مساوی تر کمک کند.
he is pureeing the tomatoes for a fresh salsa.
او گوجه فرنگی ها را برای درست کردن سالسای تازه پوره می کند.
pureeing can make it easier to digest certain foods.
پوره کردن می تواند هضم برخی غذاها را آسان تر کند.
she prefers pureeing her meals rather than chopping.
او ترجیح می دهد وعده های غذایی خود را پوره کند تا خرد کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید