pursuances

[ایالات متحده]/pə'sjuːəns/
[بریتانیا]/pɚ'suəns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل دنبال کردن یا تعقیب برای دستیابی به یک هدف.

عبارات و ترکیب‌ها

in pursuance of

به منظور

legal pursuance

پیگیری قانونی

active pursuance

پیگیری فعال

جملات نمونه

the pursuance of truth

دنبال کردن حقیقت

acting in pursuance of the said agreement.

عمل کردن بر اساس قرارداد فوق‌الذکر.

staff took industrial action in pursuance of a better deal.

کارمندان برای دستیابی به توافق بهتر، اقدام اعتصابی انجام دادند.

He was wounded in the pursuance of his duty.

او در انجام وظیفه‌اش زخمی شد.

you have a right to use public areas in the pursuance of your lawful hobby.

شما حق استفاده از مناطق عمومی در راستای سرگرمی قانونی خود را دارید.

The local people's governments at all levels and the relevant departments shall provide the poor women with necessary child-bearding aids in pursuance of the pertinent provisions.

دولت‌های محلی و بخش‌های مربوطه در تمام سطوح باید در راستای مفاد مربوطه، زنان فقیر را با کمک‌های لازم برای نگهداری از کودکان تأمین کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید