putrify

[ایالات متحده]/ˈpjuːtrɪfaɪ/
[بریتانیا]/ˈpjuːtrəˌfaɪ/

ترجمه

v. به پوسیده شدن یا کپک زدن؛ فاسد یا کپک‌دار شدن؛ باعث پوسیدگی یا کپک زدن چیزی.

جملات نمونه

the body began to putrify in the summer heat.

بدن در گرمای تابستان شروع به فاسد شدن کرد.

food left in a warm room will putrify quickly.

غذاهایی که در یک اتاق گرم رها می‌شوند به سرعت فاسد می‌شوند.

without refrigeration, the meat can putrify within hours.

بدون یخچال، گوشت می‌تواند در عرض چند ساعت فاسد شود.

in stagnant water, organic waste tends to putrify.

در آب راکد، مواد زائد آلی تمایل به فاسد شدن دارند.

improper storage can cause the fish to putrify overnight.

نگهداری نامناسب می‌تواند باعث شود ماهی در طول شب فاسد شود.

garbage will putrify if the lid is left open.

زباله ها فاسد می شوند اگر درب باز رها شود.

the dead leaves putrify on the forest floor after rain.

برگ‌های مرده پس از باران در کف جنگل فاسد می‌شوند.

old fruit can putrify and attract flies.

میوه های کهنه می توانند فاسد شوند و مگس ها را جذب کنند.

heat and humidity make stored grains putrify faster.

گرما و رطوبت باعث می شود غلات ذخیره شده سریعتر فاسد شوند.

the carcass will putrify unless it is removed promptly.

جسد فاسد خواهد شد مگر اینکه به سرعت حذف شود.

raw sewage can putrify and create a foul odor.

فاضلاب خام می تواند فاسد شود و بوی بد ایجاد کند.

left unchecked, damp compost can putrify instead of breaking down cleanly.

در صورت عدم رسیدگی، کمپوست مرطوب می تواند به جای تجزیه تمیز فاسد شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید