puttying

[ایالات متحده]/ˈpʌtiŋ/
[بریتانیا]/ˈpʌtiŋ/

ترجمه

v. عمل درست کردن یا پر کردن با بتونه؛ به راحتی تحت تأثیر یا دستکاری قرار گرفتن توسط کسی؛ قرار دادن بتونه
n. ماده‌ای مشابه خمیر در دستان کسی

عبارات و ترکیب‌ها

puttying up

در حال استفاده از بتونه

puttying joints

بتونه زدن اتصالات

puttying cracks

بتونه زدن ترک ها

puttying seams

بتونه زدن درزها

puttying edges

بتونه زدن لبه ها

puttying surfaces

بتونه زدن سطوح

puttying repairs

بتونه زدن تعمیرات

puttying holes

بتونه زدن سوراخ ها

puttying gaps

بتونه زدن شکاف ها

puttying finishes

بتونه زدن پرداخت نهایی

جملات نمونه

he spent the afternoon puttying the window frames.

او بعد از ظهر مشغول تعمیر قاب پنجره‌ها با استفاده از دوغاب شد.

puttying is essential for a smooth finish on the walls.

استفاده از دوغاب برای داشتن یک سطح صاف روی دیوارها ضروری است.

after puttying, he sanded the surface to make it even.

پس از استفاده از دوغاب، او سطح را برای صاف کردن آن سنباده زد.

the carpenter recommended puttying before painting.

نجار توصیه کرد که قبل از نقاشی‌کردن از دوغاب استفاده شود.

she is skilled at puttying and caulking.

او در استفاده از دوغاب و درزگیر مهارت دارد.

puttying the gaps will help improve insulation.

پر کردن شکاف‌ها با دوغاب به بهبود عایق‌بندی کمک می‌کند.

he learned the art of puttying from his father.

او هنر استفاده از دوغاب را از پدرش یاد گرفت.

puttying can be a messy job if not done carefully.

اگر با دقت انجام نشود، استفاده از دوغاب می‌تواند یک کار شلوغ باشد.

make sure to let the putty dry completely before sanding.

مطمئن شوید که قبل از سنباده زدن، دوغاب کاملاً خشک شود.

he finished puttying the holes in the drywall.

او سوراخ‌های دیوار خشک را با دوغاب پر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید