puttying up
در حال استفاده از بتونه
puttying joints
بتونه زدن اتصالات
puttying cracks
بتونه زدن ترک ها
puttying seams
بتونه زدن درزها
puttying edges
بتونه زدن لبه ها
puttying surfaces
بتونه زدن سطوح
puttying repairs
بتونه زدن تعمیرات
puttying holes
بتونه زدن سوراخ ها
puttying gaps
بتونه زدن شکاف ها
puttying finishes
بتونه زدن پرداخت نهایی
he spent the afternoon puttying the window frames.
او بعد از ظهر مشغول تعمیر قاب پنجرهها با استفاده از دوغاب شد.
puttying is essential for a smooth finish on the walls.
استفاده از دوغاب برای داشتن یک سطح صاف روی دیوارها ضروری است.
after puttying, he sanded the surface to make it even.
پس از استفاده از دوغاب، او سطح را برای صاف کردن آن سنباده زد.
the carpenter recommended puttying before painting.
نجار توصیه کرد که قبل از نقاشیکردن از دوغاب استفاده شود.
she is skilled at puttying and caulking.
او در استفاده از دوغاب و درزگیر مهارت دارد.
puttying the gaps will help improve insulation.
پر کردن شکافها با دوغاب به بهبود عایقبندی کمک میکند.
he learned the art of puttying from his father.
او هنر استفاده از دوغاب را از پدرش یاد گرفت.
puttying can be a messy job if not done carefully.
اگر با دقت انجام نشود، استفاده از دوغاب میتواند یک کار شلوغ باشد.
make sure to let the putty dry completely before sanding.
مطمئن شوید که قبل از سنباده زدن، دوغاب کاملاً خشک شود.
he finished puttying the holes in the drywall.
او سوراخهای دیوار خشک را با دوغاب پر کرد.
puttying up
در حال استفاده از بتونه
puttying joints
بتونه زدن اتصالات
puttying cracks
بتونه زدن ترک ها
puttying seams
بتونه زدن درزها
puttying edges
بتونه زدن لبه ها
puttying surfaces
بتونه زدن سطوح
puttying repairs
بتونه زدن تعمیرات
puttying holes
بتونه زدن سوراخ ها
puttying gaps
بتونه زدن شکاف ها
puttying finishes
بتونه زدن پرداخت نهایی
he spent the afternoon puttying the window frames.
او بعد از ظهر مشغول تعمیر قاب پنجرهها با استفاده از دوغاب شد.
puttying is essential for a smooth finish on the walls.
استفاده از دوغاب برای داشتن یک سطح صاف روی دیوارها ضروری است.
after puttying, he sanded the surface to make it even.
پس از استفاده از دوغاب، او سطح را برای صاف کردن آن سنباده زد.
the carpenter recommended puttying before painting.
نجار توصیه کرد که قبل از نقاشیکردن از دوغاب استفاده شود.
she is skilled at puttying and caulking.
او در استفاده از دوغاب و درزگیر مهارت دارد.
puttying the gaps will help improve insulation.
پر کردن شکافها با دوغاب به بهبود عایقبندی کمک میکند.
he learned the art of puttying from his father.
او هنر استفاده از دوغاب را از پدرش یاد گرفت.
puttying can be a messy job if not done carefully.
اگر با دقت انجام نشود، استفاده از دوغاب میتواند یک کار شلوغ باشد.
make sure to let the putty dry completely before sanding.
مطمئن شوید که قبل از سنباده زدن، دوغاب کاملاً خشک شود.
he finished puttying the holes in the drywall.
او سوراخهای دیوار خشک را با دوغاب پر کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید