putzs are annoying
حضور افراد مزاحم آزاردهنده است
don't be putzs
مثل افراد مزاحم رفتار نکنید
putzs in charge
افراد مزاحم مسئول هستند
putzs everywhere
افراد مزاحم همه جا هستند
putzs at work
افراد مزاحم در حال کار هستند
putzs in meetings
افراد مزاحم در جلسات هستند
putzs are here
افراد مزاحم اینجای هستند
putzs are loud
افراد مزاحم پر سر و صدا هستند
putzs for fun
افراد مزاحم برای تفریح
putzs all around
افراد مزاحم همه جا وجود دارند
he always acts like a putz when he doesn't get his way.
او همیشه مثل یک احمق رفتار میکند وقتی که نمیتواند به خواسته خود برسد.
don't be a putz; just apologize and move on.
نباش یک احمق؛ فقط عذرخواهی کن و برو جلو.
she called him a putz for forgetting their anniversary.
او او را به خاطر فراموش کردن سالگرد عشقشان یک احمق نامید.
he can be such a putz when it comes to following directions.
وقتی صحبت از پیروی از دستورالعملها میشود، او میتواند خیلی احمق باشد.
stop being a putz and help me with this project.
دیگه مثل آدم احمق رفتار نکن و در این پروژه به من کمک کن.
sometimes, he just acts like a putz for no reason.
گاهی اوقات، او فقط بدون دلیل مثل یک احمق رفتار میکند.
she laughed and called him a putz for his silly mistake.
او خندید و او را به خاطر اشتباه احمقانه اش یک احمق نامید.
i can't believe you did that, you putz!
نمیتوانم باور کنم که آن را انجام دادهای، احمق!
he was acting like a putz during the entire meeting.
او در طول کل جلسه مثل یک احمق رفتار میکرد.
don't be a putz; just take the advice.
نباش یک احمق؛ فقط از نصیحت پیروی کن.
putzs are annoying
حضور افراد مزاحم آزاردهنده است
don't be putzs
مثل افراد مزاحم رفتار نکنید
putzs in charge
افراد مزاحم مسئول هستند
putzs everywhere
افراد مزاحم همه جا هستند
putzs at work
افراد مزاحم در حال کار هستند
putzs in meetings
افراد مزاحم در جلسات هستند
putzs are here
افراد مزاحم اینجای هستند
putzs are loud
افراد مزاحم پر سر و صدا هستند
putzs for fun
افراد مزاحم برای تفریح
putzs all around
افراد مزاحم همه جا وجود دارند
he always acts like a putz when he doesn't get his way.
او همیشه مثل یک احمق رفتار میکند وقتی که نمیتواند به خواسته خود برسد.
don't be a putz; just apologize and move on.
نباش یک احمق؛ فقط عذرخواهی کن و برو جلو.
she called him a putz for forgetting their anniversary.
او او را به خاطر فراموش کردن سالگرد عشقشان یک احمق نامید.
he can be such a putz when it comes to following directions.
وقتی صحبت از پیروی از دستورالعملها میشود، او میتواند خیلی احمق باشد.
stop being a putz and help me with this project.
دیگه مثل آدم احمق رفتار نکن و در این پروژه به من کمک کن.
sometimes, he just acts like a putz for no reason.
گاهی اوقات، او فقط بدون دلیل مثل یک احمق رفتار میکند.
she laughed and called him a putz for his silly mistake.
او خندید و او را به خاطر اشتباه احمقانه اش یک احمق نامید.
i can't believe you did that, you putz!
نمیتوانم باور کنم که آن را انجام دادهای، احمق!
he was acting like a putz during the entire meeting.
او در طول کل جلسه مثل یک احمق رفتار میکرد.
don't be a putz; just take the advice.
نباش یک احمق؛ فقط از نصیحت پیروی کن.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید