puzzler

[ایالات متحده]/ˈpʌzlə/
[بریتانیا]/ˈpʌzlɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخص یا چیزی که باعث سردرگمی می‌شود؛ یک مشکل یا معما

عبارات و ترکیب‌ها

math puzzler

معمای ریاضی

logic puzzler

معمای منطقی

crossword puzzler

معمای جدول کلمات متقاطع

puzzle puzzler

معمای معما

word puzzler

معمای کلمه

brain puzzler

معمای مغزی

riddle puzzler

معمای загадка

picture puzzler

معمای تصویری

daily puzzler

معمای روزانه

trivia puzzler

معمای اطلاعات عمومی

جملات نمونه

the puzzler was difficult to solve.

حل کردن این معما دشوار بود.

i enjoy working on a challenging puzzler.

من از کار کردن روی یک معما چالش‌برانگیز لذت می‌برم.

the puzzler kept me entertained for hours.

این معما ساعت‌ها من را سرگرم کرد.

she is known as a great puzzler in our group.

او به عنوان یک حل‌کننده معماهای عالی در گروه ما شناخته می‌شود.

can you help me with this puzzler?

می‌توانی به من در حل این معما کمک کنی؟

solving a puzzler requires patience and logic.

حل کردن یک معما نیاز به صبر و منطق دارد.

the puzzler had many twists and turns.

این معما پیچ و خم‌های زیادی داشت.

he loves to create his own puzzler.

او عاشق خلق معماهای خودش است.

every weekend, we tackle a new puzzler.

هر آخر هفته، ما به سراغ یک معما جدید می‌رویم.

the puzzler was featured in the latest magazine.

این معما در آخرین مجله به نمایش گذاشته شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید