pyrostats

[ایالات متحده]/ˈpaɪrəʊstæt/
[بریتانیا]/ˈpaɪroʊstæt/

ترجمه

n. حسگر دما بالا؛ دستگاه هشدار خودکار؛ نگهدارنده دما بالا؛ خاموش‌کننده آتش دما ثابت

عبارات و ترکیب‌ها

pyrostat control

کنترل پیروستات

pyrostat sensor

سنسور پیروستات

pyrostat system

سیستم پیروستات

pyrostat setting

تنظیمات پیروستات

pyrostat device

دستگاه پیروستات

pyrostat feature

ویژگی پیروستات

pyrostat output

خروجی پیروستات

pyrostat model

مدل پیروستات

pyrostat adjustment

تنظیم پیروستات

pyrostat operation

عملکرد پیروستات

جملات نمونه

the pyrostat regulates the temperature in the room.

پیروستات دمای اتاق را تنظیم می کند.

we need to install a new pyrostat for better efficiency.

ما نیاز به نصب یک پیروستات جدید برای افزایش بهره وری داریم.

the pyrostat will help maintain a stable environment.

پیروستات به حفظ محیطی پایدار کمک می کند.

adjusting the pyrostat can save energy costs.

تنظیم پیروستات می تواند در هزینه های انرژی صرفه جویی کند.

he explained how the pyrostat works in detail.

او نحوه عملکرد پیروستات را به طور مفصل توضیح داد.

the old pyrostat needs to be replaced soon.

پیروستات قدیمی باید به زودی تعویض شود.

she checked the settings on the pyrostat before leaving.

او قبل از رفتن تنظیمات پیروستات را بررسی کرد.

a malfunctioning pyrostat can lead to temperature fluctuations.

یک پیروستات معیوب می تواند منجر به نوسانات دما شود.

the technician repaired the faulty pyrostat quickly.

تکنسین به سرعت پیروستات معیوب را تعمیر کرد.

understanding the pyrostat's features is essential for maintenance.

درک ویژگی های پیروستات برای نگهداری ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید