quacked

[ایالات متحده]/kwækt/
[بریتانیا]/kwækt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (از یک مرغابی) صدای خاصی تولید کرد

عبارات و ترکیب‌ها

quacked loudly

بلند صحبت کرد

quacked softly

به آرامی صحبت کرد

quacked repeatedly

مکرراً صحبت کرد

quacked happily

با خوشحالی صحبت کرد

quacked in unison

به صورت یکسان صحبت کرد

quacked at dawn

صبح صحبت کرد

quacked for food

برای غذا صحبت کرد

quacked all night

تمام شب صحبت کرد

quacked near water

نزدیک آب صحبت کرد

quacked with joy

با شادی صحبت کرد

جملات نمونه

the duck quacked loudly in the pond.

اردک با صدای بلند در حوض قار قار کرد.

she quacked like a duck to make the kids laugh.

او مثل اردک قار قار کرد تا بچه‌ها بخندند.

as we walked by, the duck quacked at us.

همانطور که از کنارش عبور کردیم، اردک به سمت ما قار قار کرد.

the little girl imitated the sound of a quacked duck.

دختر کوچولو صدای اردک را تقلید کرد.

during the picnic, we heard a duck quacked in the distance.

در طول پیک نیک، صدای قار قار اردک را از دور شنیدیم.

the mother duck quacked to call her ducklings.

مادر اردک برای صدا کردن جوجه اردک هایش قار قار کرد.

he joked that the duck quacked in a funny way.

او شوخی کرد که اردک به روشی خنده دار قار قار کرد.

we watched as the duck quacked for food.

ما تماشا کردیم که اردک برای غذا قار قار می کند.

the children enjoyed listening to the duck quacked.

بچه ها از گوش دادن به صدای قار قار اردک لذت بردند.

every morning, the duck quacked at the same time.

هر روز صبح، اردک همیشه در ساعت یکسانی قار قار می کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید