shouted

[ایالات متحده]/ʃaʊtɪd/
[بریتانیا]/ʃaʊtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته و گذشته مشارکت shout; به طور بلند صحبت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

shouted loudly

بلند فریاد زد

shouted out

بیرون فریاد زد

shouted back

جواب فریاد زد

shouted for

به خاطر فریاد زد

shouted at

به سمت فریاد زد

shouted down

فریاد سرکوب کرد

shouted cheers

تشویه‌ها را فریاد زد

shouted warnings

هشدارها را فریاد زد

shouted names

نام‌ها را فریاد زد

shouted orders

دستورات را فریاد زد

جملات نمونه

she shouted for help when she saw the fire.

او برای کمک فریاد زد وقتی آتش را دید.

the teacher shouted out the answers to the students.

معلم پاسخ ها را برای دانش آموزان فریاد زد.

he shouted with joy when he won the game.

او با خوشحالی فریاد زد وقتی بازی را برد.

they shouted in excitement as the concert started.

آنها با هیجان فریاد زدند وقتی کنسرت شروع شد.

she shouted his name across the crowded street.

او اسم او را در خیابان شلوغ فریاد زد.

the crowd shouted in unison during the rally.

توده مردم در طول گردهمایی با هم صدا فریاد زدند.

he shouted angrily when he realized he was wrong.

او با عصبانیت فریاد زد وقتی متوجه شد که اشتباه می کند.

she shouted instructions to her team during the game.

او دستورالعمل ها را برای تیم خود در طول بازی فریاد زد.

the child shouted in delight when he saw the puppy.

کودک با خوشحالی فریاد زد وقتی توله سگ را دید.

he shouted out loud to get everyone's attention.

او بلند فریاد زد تا توجه همه را جلب کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید