quadrates

[ایالات متحده]/ˈkwɒdreɪt/
[بریتانیا]/ˈkwɑːdreɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربعی یا مستطیلی در شکل
n. یک ساختار مربعی یا چهارگوش؛ عضله مربعی یا عضله چهارگوش
vt. مناسب یا سازگار کردن؛ مربعی کردن یا جا دادن
vi. مربعی شدن یا جا دادن

عبارات و ترکیب‌ها

quadrate shape

شکل مربعی

quadrate area

مساحت مربعی

quadrate figure

شکل مربعی

quadrate measurement

اندازه گیری مربعی

quadrate unit

واحد مربعی

quadrate design

طراحی مربعی

quadrate angle

زاویه مربعی

quadrate outline

طرح مربعی

quadrate pattern

الگوی مربعی

quadrate object

شیء مربعی

جملات نمونه

the architect designed a quadrate building for the new library.

معمار یک ساختمان چهارگانه برای کتابخانه جدید طراحی کرد.

we need to measure the area of the quadrate garden.

ما باید مساحت باغ چهارگانه را اندازه گیری کنیم.

in geometry, a quadrate is a shape with four equal sides.

در هندسه، یک شکل چهارگانه دارای چهار ضلع مساوی است.

the artist created a painting with a quadrate composition.

هنرمند نقاشی با ترکیبی چهارگانه ایجاد کرد.

for the experiment, we used a quadrate container to hold the samples.

برای آزمایش، ما از یک ظرف چهارگانه برای نگهداری نمونه ها استفاده کردیم.

he prefers a quadrate design for his new logo.

او یک طرح چهارگانه برای لوگوی جدید خود ترجیح می دهد.

the garden's quadrate layout allows for easy maintenance.

چیدمان چهارگانه باغ به راحتی قابل نگهداری است.

she arranged the books in a quadrate formation on the shelf.

او کتاب ها را به صورت یک ساختار چهارگانه روی قفسه قرار داد.

we need to find a quadrate plot of land for the new park.

ما باید یک قطعه زمین چهارگانه برای پارک جدید پیدا کنیم.

the quadrate tiles gave the floor a modern look.

کاشی های چهارگانه به کف زمین ظاهری مدرن دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید